radiation dosemeters
اندازهگیرهای تشعشع
personal dosemeters
اندازهگیریهای شخصی
environmental dosemeters
اندازهگیریهای محیطی
digital dosemeters
اندازهگیریهای دیجیتال
portable dosemeters
اندازهگیریهای قابل حمل
calibrated dosemeters
اندازهگیریهای کالیبره شده
ionization dosemeters
اندازهگیریهای یونیزاسیون
dosimetry dosemeters
اندازهگیریهای دوزیمتریک
gamma dosemeters
اندازهگیریهای گاما
neutron dosemeters
اندازهگیریهای نوترون
we need to calibrate the dosemeters regularly.
ما نیاز داریم تا به طور منظم دستگاههای اندازهگیری دوز را کالیبره کنیم.
the dosemeters are essential for measuring radiation levels.
دستگاههای اندازهگیری دوز برای اندازهگیری سطح تشعشع ضروری هستند.
he forgot to bring his dosemeters to the lab.
او فراموش کرد دستگاههای اندازهگیری دوز خود را به آزمایشگاه بیاورد.
these dosemeters can detect even small amounts of radiation.
این دستگاههای اندازهگیری دوز میتوانند حتی مقادیر کم تشعشع را نیز تشخیص دهند.
make sure the dosemeters are properly stored after use.
مطمئن شوید که دستگاههای اندازهگیری دوز پس از استفاده به درستی نگهداری میشوند.
the technician checked the dosemeters before the experiment.
تکنسین قبل از آزمایش دستگاههای اندازهگیری دوز را بررسی کرد.
we rely on accurate dosemeters for safety in our work.
ما برای ایمنی در کار خود به دستگاههای اندازهگیری دوز دقیق تکیه میکنیم.
new dosemeters have improved sensitivity and accuracy.
دستگاههای اندازهگیری دوز جدید حساسیت و دقت بیشتری دارند.
training is required to operate the dosemeters correctly.
برای کار کردن صحیح با دستگاههای اندازهگیری دوز، آموزش مورد نیاز است.
the results from the dosemeters were analyzed thoroughly.
نتایج حاصل از دستگاههای اندازهگیری دوز به طور کامل تجزیه و تحلیل شد.
radiation dosemeters
اندازهگیرهای تشعشع
personal dosemeters
اندازهگیریهای شخصی
environmental dosemeters
اندازهگیریهای محیطی
digital dosemeters
اندازهگیریهای دیجیتال
portable dosemeters
اندازهگیریهای قابل حمل
calibrated dosemeters
اندازهگیریهای کالیبره شده
ionization dosemeters
اندازهگیریهای یونیزاسیون
dosimetry dosemeters
اندازهگیریهای دوزیمتریک
gamma dosemeters
اندازهگیریهای گاما
neutron dosemeters
اندازهگیریهای نوترون
we need to calibrate the dosemeters regularly.
ما نیاز داریم تا به طور منظم دستگاههای اندازهگیری دوز را کالیبره کنیم.
the dosemeters are essential for measuring radiation levels.
دستگاههای اندازهگیری دوز برای اندازهگیری سطح تشعشع ضروری هستند.
he forgot to bring his dosemeters to the lab.
او فراموش کرد دستگاههای اندازهگیری دوز خود را به آزمایشگاه بیاورد.
these dosemeters can detect even small amounts of radiation.
این دستگاههای اندازهگیری دوز میتوانند حتی مقادیر کم تشعشع را نیز تشخیص دهند.
make sure the dosemeters are properly stored after use.
مطمئن شوید که دستگاههای اندازهگیری دوز پس از استفاده به درستی نگهداری میشوند.
the technician checked the dosemeters before the experiment.
تکنسین قبل از آزمایش دستگاههای اندازهگیری دوز را بررسی کرد.
we rely on accurate dosemeters for safety in our work.
ما برای ایمنی در کار خود به دستگاههای اندازهگیری دوز دقیق تکیه میکنیم.
new dosemeters have improved sensitivity and accuracy.
دستگاههای اندازهگیری دوز جدید حساسیت و دقت بیشتری دارند.
training is required to operate the dosemeters correctly.
برای کار کردن صحیح با دستگاههای اندازهگیری دوز، آموزش مورد نیاز است.
the results from the dosemeters were analyzed thoroughly.
نتایج حاصل از دستگاههای اندازهگیری دوز به طور کامل تجزیه و تحلیل شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید