dossal

[ایالات متحده]/ˈdɒsəl/
[بریتانیا]/ˈdɑːsəl/

ترجمه

n. پرده یا پارچه‌ای که پشت یک قربانگاه آویزان شده است؛ پارچه آویزان؛ پرده تزئینی
Word Forms
جمعdossals

عبارات و ترکیب‌ها

dossal curtain

پرده داسال

dossal cloth

پارچه داسال

dossal cross

صلیب داسال

dossal panel

پنل داسال

dossal arch

طاقچه داسال

dossal fabric

پارچه داسال

dossal design

طراحی داسال

dossal piece

قطعه داسال

dossal art

هنر داسال

dossal setting

تنظیمات داسال

جملات نمونه

the dossal hung beautifully behind the altar.

حجاب پشت محراب به زیبایی آویزان بود.

she admired the intricate designs of the dossal.

او به طراحی های پیچیده حجاب علاقه مند بود.

the church decided to replace the old dossal.

کلیسای تصمیم گرفت حجاب قدیمی را جایگزین کند.

he was responsible for cleaning the dossal every week.

او مسئول تمیز کردن حجاب هر هفته بود.

the dossal added a touch of elegance to the ceremony.

حجاب ظرافت خاصی به مراسم بخشید.

during the service, the dossal was beautifully illuminated.

در طول مراسم، حجاب به زیبایی روشن شده بود.

the colors of the dossal matched the church decor perfectly.

رنگ های حجاب به طور کامل با دکوراسیون کلیسا مطابقت داشت.

she chose a dossal that reflected the season's themes.

او حجابی را انتخاب کرد که نمایانگر مضامین فصل بود.

they commissioned an artist to create a new dossal.

آنها یک هنرمند را برای ایجاد یک حجاب جدید استخدام کردند.

the dossal featured scenes from biblical stories.

حجاب صحنه هایی از داستان های کتاب مقدس را به تصویر می کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید