dosses

[ایالات متحده]/dɒsɪz/
[بریتانیا]/dɑːsɪz/

ترجمه

v. در جایی خوابیدن یا استراحت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

dosses around

اطراف دوز

take dosses

دوز مصرف کنید

dosses off

دوز خاموش

find dosses

دوز پیدا کنید

share dosses

دوز به اشتراک بگذارید

avoid dosses

از دوز اجتناب کنید

enjoy dosses

از دوز لذت ببرید

create dosses

دوز ایجاد کنید

plan dosses

برنامه‌ریزی دوز

organize dosses

سازماندهی دوز

جملات نمونه

he often dosses around the house on weekends.

او اغلب آخر هفته ها در خانه ولو می کند.

they like to doss about in the park during summer.

آنها دوست دارند در پارک تابستان به این شکل ولو کنند.

after work, she prefers to doss with friends at a café.

بعد از کار، او ترجیح می دهد با دوستان در یک کافه ولو کند.

he usually dosses in front of the tv after dinner.

او معمولاً بعد از شام در مقابل تلویزیون ولو می کند.

on rainy days, i just doss around at home.

در روزهای بارانی، من فقط در خانه ولو می کنم.

instead of studying, he tends to doss with his video games.

به جای درس خواندن، او معمولاً با بازی های ویدیویی خود ولو می کند.

they often doss in the library, chatting and reading.

آنها اغلب در کتابخانه ولو می کنند، گپ می زنند و مطالعه می کنند.

it's nice to doss around and enjoy the day.

خوب است که ولو کنید و از روز لذت ببرید.

we decided to doss at the beach instead of going home.

ما تصمیم گرفتیم به جای رفتن به خانه در ساحل ولو کنیم.

sometimes, it's good to just doss and not worry about anything.

گاهی اوقات، فقط ولو کردن و نگران بودن درباره هیچ چیز خوب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید