dosses around
اطراف دوز
take dosses
دوز مصرف کنید
dosses off
دوز خاموش
find dosses
دوز پیدا کنید
share dosses
دوز به اشتراک بگذارید
avoid dosses
از دوز اجتناب کنید
enjoy dosses
از دوز لذت ببرید
create dosses
دوز ایجاد کنید
plan dosses
برنامهریزی دوز
organize dosses
سازماندهی دوز
he often dosses around the house on weekends.
او اغلب آخر هفته ها در خانه ولو می کند.
they like to doss about in the park during summer.
آنها دوست دارند در پارک تابستان به این شکل ولو کنند.
after work, she prefers to doss with friends at a café.
بعد از کار، او ترجیح می دهد با دوستان در یک کافه ولو کند.
he usually dosses in front of the tv after dinner.
او معمولاً بعد از شام در مقابل تلویزیون ولو می کند.
on rainy days, i just doss around at home.
در روزهای بارانی، من فقط در خانه ولو می کنم.
instead of studying, he tends to doss with his video games.
به جای درس خواندن، او معمولاً با بازی های ویدیویی خود ولو می کند.
they often doss in the library, chatting and reading.
آنها اغلب در کتابخانه ولو می کنند، گپ می زنند و مطالعه می کنند.
it's nice to doss around and enjoy the day.
خوب است که ولو کنید و از روز لذت ببرید.
we decided to doss at the beach instead of going home.
ما تصمیم گرفتیم به جای رفتن به خانه در ساحل ولو کنیم.
sometimes, it's good to just doss and not worry about anything.
گاهی اوقات، فقط ولو کردن و نگران بودن درباره هیچ چیز خوب است.
dosses around
اطراف دوز
take dosses
دوز مصرف کنید
dosses off
دوز خاموش
find dosses
دوز پیدا کنید
share dosses
دوز به اشتراک بگذارید
avoid dosses
از دوز اجتناب کنید
enjoy dosses
از دوز لذت ببرید
create dosses
دوز ایجاد کنید
plan dosses
برنامهریزی دوز
organize dosses
سازماندهی دوز
he often dosses around the house on weekends.
او اغلب آخر هفته ها در خانه ولو می کند.
they like to doss about in the park during summer.
آنها دوست دارند در پارک تابستان به این شکل ولو کنند.
after work, she prefers to doss with friends at a café.
بعد از کار، او ترجیح می دهد با دوستان در یک کافه ولو کند.
he usually dosses in front of the tv after dinner.
او معمولاً بعد از شام در مقابل تلویزیون ولو می کند.
on rainy days, i just doss around at home.
در روزهای بارانی، من فقط در خانه ولو می کنم.
instead of studying, he tends to doss with his video games.
به جای درس خواندن، او معمولاً با بازی های ویدیویی خود ولو می کند.
they often doss in the library, chatting and reading.
آنها اغلب در کتابخانه ولو می کنند، گپ می زنند و مطالعه می کنند.
it's nice to doss around and enjoy the day.
خوب است که ولو کنید و از روز لذت ببرید.
we decided to doss at the beach instead of going home.
ما تصمیم گرفتیم به جای رفتن به خانه در ساحل ولو کنیم.
sometimes, it's good to just doss and not worry about anything.
گاهی اوقات، فقط ولو کردن و نگران بودن درباره هیچ چیز خوب است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید