golden dotages
نقطههای طلایی
happy dotages
نقطههای شاد
peaceful dotages
نقطههای آرام
active dotages
نقطههای فعال
solitary dotages
نقطههای گوشهگیر
carefree dotages
نقطههای بیخیال
reflective dotages
نقطههای متفکرانه
joyful dotages
نقطههای شادمان
fulfilled dotages
نقطههای تحققیافته
vibrant dotages
نقطههای پر جنبوجوش
in his dotages, he often reminisced about his youth.
در دوران پیری، او اغلب به دوران جوانی خود نوستالژی داشت.
during her dotages, she wrote a memoir.
در دوران پیری، او یک خاطرهنامه نوشت.
his dotages were filled with stories of adventure.
دوران پیری او پر از داستانهای ماجراجویانه بود.
she became more reflective in her dotages.
او در دوران پیری بیشتر متفکر شد.
in his dotages, he preferred quiet evenings.
در دوران پیری، او ترجیح میداد شبهای آرام را بیشتر دوست داشته باشد.
her dotages were marked by a deep appreciation for art.
دوران پیری او با قدردانی عمیق از هنر مشخص شد.
he often shared wisdom from his dotages with younger generations.
او اغلب خرد خود را از دوران پیری با نسلهای جوانتر به اشتراک میگذاشت.
in her dotages, she found joy in gardening.
در دوران پیری، او شادی را در باغبانی یافت.
his dotages were a time of reflection and peace.
دوران پیری او زمانی از تفکر و صلح بود.
she traveled extensively during her dotages.
او در دوران پیری به طور گسترده سفر کرد.
golden dotages
نقطههای طلایی
happy dotages
نقطههای شاد
peaceful dotages
نقطههای آرام
active dotages
نقطههای فعال
solitary dotages
نقطههای گوشهگیر
carefree dotages
نقطههای بیخیال
reflective dotages
نقطههای متفکرانه
joyful dotages
نقطههای شادمان
fulfilled dotages
نقطههای تحققیافته
vibrant dotages
نقطههای پر جنبوجوش
in his dotages, he often reminisced about his youth.
در دوران پیری، او اغلب به دوران جوانی خود نوستالژی داشت.
during her dotages, she wrote a memoir.
در دوران پیری، او یک خاطرهنامه نوشت.
his dotages were filled with stories of adventure.
دوران پیری او پر از داستانهای ماجراجویانه بود.
she became more reflective in her dotages.
او در دوران پیری بیشتر متفکر شد.
in his dotages, he preferred quiet evenings.
در دوران پیری، او ترجیح میداد شبهای آرام را بیشتر دوست داشته باشد.
her dotages were marked by a deep appreciation for art.
دوران پیری او با قدردانی عمیق از هنر مشخص شد.
he often shared wisdom from his dotages with younger generations.
او اغلب خرد خود را از دوران پیری با نسلهای جوانتر به اشتراک میگذاشت.
in her dotages, she found joy in gardening.
در دوران پیری، او شادی را در باغبانی یافت.
his dotages were a time of reflection and peace.
دوران پیری او زمانی از تفکر و صلح بود.
she traveled extensively during her dotages.
او در دوران پیری به طور گسترده سفر کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید