dotages

[ایالات متحده]/ˈdəʊtɪdʒɪz/
[بریتانیا]/ˈdoʊtɪdʒɪz/

ترجمه

n. محبت یا تساهل بیش از حد، به ویژه نسبت به شخصی سالخورده

عبارات و ترکیب‌ها

golden dotages

نقطه‌های طلایی

happy dotages

نقطه‌های شاد

peaceful dotages

نقطه‌های آرام

active dotages

نقطه‌های فعال

solitary dotages

نقطه‌های گوشه‌گیر

carefree dotages

نقطه‌های بی‌خیال

reflective dotages

نقطه‌های متفکرانه

joyful dotages

نقطه‌های شادمان

fulfilled dotages

نقطه‌های تحقق‌یافته

vibrant dotages

نقطه‌های پر جنب‌وجوش

جملات نمونه

in his dotages, he often reminisced about his youth.

در دوران پیری، او اغلب به دوران جوانی خود نوستالژی داشت.

during her dotages, she wrote a memoir.

در دوران پیری، او یک خاطره‌نامه نوشت.

his dotages were filled with stories of adventure.

دوران پیری او پر از داستان‌های ماجراجویانه بود.

she became more reflective in her dotages.

او در دوران پیری بیشتر متفکر شد.

in his dotages, he preferred quiet evenings.

در دوران پیری، او ترجیح می‌داد شب‌های آرام را بیشتر دوست داشته باشد.

her dotages were marked by a deep appreciation for art.

دوران پیری او با قدردانی عمیق از هنر مشخص شد.

he often shared wisdom from his dotages with younger generations.

او اغلب خرد خود را از دوران پیری با نسل‌های جوان‌تر به اشتراک می‌گذاشت.

in her dotages, she found joy in gardening.

در دوران پیری، او شادی را در باغبانی یافت.

his dotages were a time of reflection and peace.

دوران پیری او زمانی از تفکر و صلح بود.

she traveled extensively during her dotages.

او در دوران پیری به طور گسترده سفر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید