patches

[US]/[pætʃɪz]/
[UK]/[pætʃɪz]/
Frequency: Very High

Translation

n. یک قطعه کوچک مواد که برای تعمیر یک سوراخ یا یک لکه در چیزی استفاده می‌شود؛ یک ناحیه کوچک پوست که رنگ یا بافت آن با محیط اطراف آن متفاوت است، اغلب به دلیل یک آسیب یا یک بیماری پوستی؛ یک مقدار کم از چیزی که به چیز دیگری اضافه می‌شود تا آن چیز دیگری را بهبود یا تقویت کند.
v. تعمیر یا اصلاح چیزی با اضافه کردن چسب‌ها؛ چسب‌ها را روی چیزی کار کردن.

Phrases & Collocations

eye patches

پارچه‌های چشم

patches up

پارچه‌های بالا

clothing patches

پارچه‌های لباس

patching holes

پارچه‌های سوراخ‌های

patches worn

پارچه‌های سوخته

patching up

پارچه‌های بالا

knee patches

پارچه‌های زانو

patches added

پارچه‌های اضافه شده

patch work

کار پارچه

patches removed

پارچه‌های حذف شده

Popular Words

Explore frequently searched vocabulary

Download App to Unlock Full Content

Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!

Download DictoGo Now