doughtiest

[ایالات متحده]/'daʊtɪ/
[بریتانیا]/'daʊti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شجاع; مصمم; دلیر

جملات نمونه

his doughty spirit kept him going.

روحیهٔ شجاعانه‌اش او را به حرکت واداشت.

The doughty old man battled his illness with fierce determination.

آن مرد پیر شجاع با اراده‌ای قوی با بیماری‌اش مبارزه کرد.

a doughty trencherman who gives the Simpson's beef trolley a good run for its money.

یک مرد شجاع که در خوردن غذا مهارت دارد و به خوبی با واگن گوشت سیمپسون رقابت می‌کند.

Wooden exterior and marmoreal ground bring a comfortable suave with doughty recept .

نمای چوبی و زمین مرمریکه‌ای، ظاهری دلپذیر و با استقبال شجاعانه به ارمغان می‌آورد.

When I have learned how to go ahead,I become extremely pride,We are doughty,When we walk shrinkingly or straightforwords.

وقتی یاد گرفتم چگونه پیش بروم، فوق العاده مغرور می‌شوم، ما شجاع هستیم، وقتی با ترس یا با اعتماد به نفس قدم برمی‌داریم.

When I have learned how to go ahead,I became extremely pride.We`re doughty,When we walk shrinkingly or straight for wards.

وقتی یاد گرفتم چگونه پیش بروم، فوق العاده مغرور شدم. ما شجاع هستیم، وقتی با ترس یا با اعتماد به نفس قدم برمی‌داریم.

The brilliant Chu culture created by the local ancestors,Chu People, affected the locals profoundly , which shaped the people’s character of enthusiastic but doughty, romantic but untrammeled.

فرهنگ درخشان چو که توسط نیاکان محلی، مردم چو ایجاد شده بود، تأثیر عمیقی بر مردم داشت و شخصیتی با نشاط اما شجاع، عاشقانه اما بی‌قید و بند را شکل داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید