dovetail groove
چشمی
The nurses' schedules dovetailed, so that one was always on duty.
برنامههای پرستاران به گونهای همپوشانی داشتند که همیشه یکی از آنها شیفت کار میکرد.
Her slate-blue skirts were kilted boldly about her waist and dovetailed behind her.
دامن خاکستری آبی رنگش به شجاعت دور کمرش بسته شده بود و پشت سرش به هم گره خورده بود.
Her interests dovetail perfectly with her career goals.
علاقه مندیهای او به طور کامل با اهداف شغلیاش همخوانی دارد.
The two companies' strategies dovetail nicely, leading to a successful partnership.
استراتژیهای دو شرکت به خوبی با هم همپوشانی دارند که منجر به مشارکت موفقیتآمیزی میشود.
His views on the issue dovetail with mine.
دیدگاه او در مورد این موضوع با دیدگاه من همخوانی دارد.
The new policy dovetails with the company's values.
سیاست جدید با ارزشهای شرکت همخوانی دارد.
Their schedules dovetail, allowing them to spend more time together.
برنامههای آنها با هم همپوشانی دارد و به آنها اجازه میدهد وقت بیشتری را با هم بگذرانند.
The colors in the painting dovetail beautifully, creating a harmonious composition.
رنگهای نقاشی به زیبایی با هم همپوشانی دارند و یک ترکیب هماهنگ ایجاد میکنند.
His skills and experience dovetail perfectly for this job.
مهارتها و تجربه او به طور کامل برای این شغل مناسب است.
The two proposals dovetail nicely, addressing different aspects of the problem.
دو پیشنهاد به خوبی با هم همپوشانی دارند و به جنبههای مختلف مشکل میپردازند.
Their personalities dovetail, making them a great team.
شخصیتهای آنها با هم همخوانی دارد و آنها را به یک تیم عالی تبدیل میکند.
The two projects dovetail, complementing each other's strengths and weaknesses.
دو پروژه با هم همپوشانی دارند و نقاط قوت و ضعف یکدیگر را تکمیل میکنند.
dovetail groove
چشمی
The nurses' schedules dovetailed, so that one was always on duty.
برنامههای پرستاران به گونهای همپوشانی داشتند که همیشه یکی از آنها شیفت کار میکرد.
Her slate-blue skirts were kilted boldly about her waist and dovetailed behind her.
دامن خاکستری آبی رنگش به شجاعت دور کمرش بسته شده بود و پشت سرش به هم گره خورده بود.
Her interests dovetail perfectly with her career goals.
علاقه مندیهای او به طور کامل با اهداف شغلیاش همخوانی دارد.
The two companies' strategies dovetail nicely, leading to a successful partnership.
استراتژیهای دو شرکت به خوبی با هم همپوشانی دارند که منجر به مشارکت موفقیتآمیزی میشود.
His views on the issue dovetail with mine.
دیدگاه او در مورد این موضوع با دیدگاه من همخوانی دارد.
The new policy dovetails with the company's values.
سیاست جدید با ارزشهای شرکت همخوانی دارد.
Their schedules dovetail, allowing them to spend more time together.
برنامههای آنها با هم همپوشانی دارد و به آنها اجازه میدهد وقت بیشتری را با هم بگذرانند.
The colors in the painting dovetail beautifully, creating a harmonious composition.
رنگهای نقاشی به زیبایی با هم همپوشانی دارند و یک ترکیب هماهنگ ایجاد میکنند.
His skills and experience dovetail perfectly for this job.
مهارتها و تجربه او به طور کامل برای این شغل مناسب است.
The two proposals dovetail nicely, addressing different aspects of the problem.
دو پیشنهاد به خوبی با هم همپوشانی دارند و به جنبههای مختلف مشکل میپردازند.
Their personalities dovetail, making them a great team.
شخصیتهای آنها با هم همخوانی دارد و آنها را به یک تیم عالی تبدیل میکند.
The two projects dovetail, complementing each other's strengths and weaknesses.
دو پروژه با هم همپوشانی دارند و نقاط قوت و ضعف یکدیگر را تکمیل میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید