downhearted

[ایالات متحده]/daʊn'hɑːtɪd/
[بریتانیا]/ˌdaʊn'hɑrtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. احساس یأس؛ ناامید.

جملات نمونه

a card welcomed by the downhearted patient.

کارت مورد استقبال بیمار ناامید قرار گرفت.

fans must not be downhearted even though we lost.

هواداران نباید ناامید شوند حتی اگر شکستیم.

He is very downhearted about the poor grade he got in school.

او به دلیل نمره پایین که در مدرسه گرفت بسیار ناامید است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید