downline

[ایالات متحده]/ˈdaʊnlaɪn/
[بریتانیا]/ˈdaʊnlaɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. вдоль нижнего железнодорожного пути

عبارات و ترکیب‌ها

downline members

اعضای خطوط پایین

downline sales

فروش خطوط پایین

downline team

تیم خطوط پایین

downline growth

رشد خطوط پایین

downline structure

ساختار خطوط پایین

downline leaders

رهبران خطوط پایین

downline recruitment

جذب نیرو در خطوط پایین

downline profits

سود خطوط پایین

downline commissions

کمیسیون خطوط پایین

downline network

شبکه خطوط پایین

جملات نمونه

she built a strong downline in her network marketing business.

او یک خط داون قوی در کسب و کار بازاریابی شبکه خود ساخت.

it's important to support your downline for better results.

حمایت از خط داون شما برای دستیابی به نتایج بهتر مهم است.

he motivated his downline to achieve their sales targets.

او خط داون خود را برای دستیابی به اهداف فروش خود تشویق کرد.

training sessions can help strengthen your downline.

جلسات آموزشی می تواند به تقویت خط داون شما کمک کند.

she rewards her downline for reaching milestones.

او خط داون خود را برای دستیابی به نقاط عطف پاداش می دهد.

building a downline takes time and effort.

ساختن یک خط داون زمان و تلاش می برد.

effective communication is key to managing your downline.

ارتباط موثر کلید مدیریت خط داون شما است.

he always shares tips with his downline to improve their skills.

او همیشه نکاتی را با خط داون خود به اشتراک می گذارد تا مهارت های آنها را بهبود بخشد.

her downline consists of motivated and dedicated individuals.

خط داون او شامل افراد با انگیزه و متعهد است.

understanding your downline's needs can lead to success.

درک نیازهای خط داون شما می تواند منجر به موفقیت شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید