draftee

[ایالات متحده]/dræfˈtiː/
[بریتانیا]/dræfˈti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که به خدمت نظامی فراخوانده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

young draftee

سرباز جوان

experienced draftee

سرباز با تجربه

draftee training

آموزش سرباز

draftee status

وضعیت سرباز

draftee selection

انتخاب سرباز

draftee duty

وظیفه سرباز

draftee rights

حقوق سرباز

draftee process

فرآیند سرباز

draftee benefits

مزایای سرباز

draftee experience

تجربه سرباز

جملات نمونه

the draftee was nervous about the upcoming training.

معاینه کننده در مورد آموزش آتی مضطرب بود.

each draftee must undergo a physical examination.

هر معاینه کننده باید یک معاینه فیزیکی انجام دهد.

the draftee received his orders last week.

معاینه کننده هفته گذشته دستورات خود را دریافت کرد.

many draftees are excited to serve their country.

بسیاری از معاینه کنندگان از خدمت به کشور خود هیجان زده هستند.

the draftee learned valuable skills during his service.

معاینه کننده مهارت های ارزشمندی را در طول خدمت خود آموخت.

support from family can help a draftee cope with stress.

حمایت خانواده می تواند به یک معاینه کننده کمک کند تا با استرس مقابله کند.

some draftees choose to enlist voluntarily.

برخی از معاینه کنندگان داوطلبانه انتخاب می کنند که ثبت نام کنند.

the draftee's training included physical fitness and combat techniques.

آموزش معاینه کننده شامل آمادگی جسمانی و تکنیک های رزمی بود.

after months of training, the draftee felt prepared for deployment.

پس از ماه ها آموزش، معاینه کننده احساس آمادگی برای استقرار کرد.

the draftee was proud to wear the uniform.

معاینه کننده مفتخر بود که لباس فرم را بپوشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید