dragonhead

[ایالات متحده]/ˈdræɡənhɛd/
[بریتانیا]/ˈdræɡənhɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گیاه از جنس دراکوcephalum؛ گیاه از جنس دراکوcephalum
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

dragonhead boat

قایق سر اژدها

dragonhead festival

جشنواره سر اژدها

dragonhead sculpture

مجسمه سر اژدها

dragonhead dance

رقص سر اژدها

dragonhead design

طراحی سر اژدها

dragonhead symbol

نماد سر اژدها

dragonhead legend

افسانه سر اژدها

dragonhead motif

الگوی سر اژدها

dragonhead art

هنر سر اژدها

dragonhead image

تصویر سر اژدها

جملات نمونه

the dragonhead of the ship was beautifully carved.

سرِ اژدها در کشتی به زیبایی حکاکی شده بود.

in mythology, the dragonhead symbolizes power and strength.

در اساطیر، سر اژدها نماد قدرت و توانایی است.

he wore a necklace with a dragonhead pendant.

او یک گردنبند با آویز سر اژدها به تن داشت.

the festival featured a dragonhead float in the parade.

جشنواره دارای یک شناور سر اژدها در رژه بود.

the artist painted a stunning dragonhead mural.

هنرمند یک نقاشی دیواری خیره‌کننده با طرح سر اژدها کشید.

they designed the entrance with a grand dragonhead sculpture.

آنها ورودی را با یک مجسمه بزرگ سر اژدها طراحی کردند.

the dragonhead on the temple represents the guardian spirit.

سر اژدها روی معبد نشان دهنده روح محافظ است.

she found a dragonhead artifact at the archaeological site.

او یک شیء باستانی با طرح سر اژدها در محل باستان‌شناسی پیدا کرد.

the dragonhead design was inspired by ancient legends.

طرح سر اژدها از افسانه‌های باستانی الهام گرفته بود.

he carved a dragonhead out of wood for his project.

او برای پروژه خود یک سر اژدها از چوب حکاکی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید