drams

[ایالات متحده]/dræmz/
[بریتانیا]/dræmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقادیر یا اندازه‌های کوچک، که اغلب به صورت مایع استفاده می‌شوند
abbr. حافظه دسترسی تصادفی پویا نیمه‌هادی‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

small drams

دُرَم‌های کوچک

drams of whiskey

دُرَم‌های ویسکی

drams of medicine

دُرَم‌های دارو

drams of oil

دُرَم‌های روغن

drams of liquid

دُرَم‌های مایع

drams of spice

دُرَم‌های ادویه

drams of sugar

دُرَم‌های شکر

drams of salt

دُرَم‌های نمک

drams of coffee

دُرَم‌های قهوه

drams of water

دُرَم‌های آب

جملات نمونه

he measured the spices in drams for the recipe.

او ادویه‌ها را به درم برای دستور غذا اندازه گیری کرد.

the chemist added several drams of the solution to the mixture.

شیمیدان چندین درم از محلول را به مخلوط اضافه کرد.

she purchased drams of gold for her investment portfolio.

او درم‌هایی طلا برای سبد سرمایه گذاری خود خرید.

each dram of whiskey was carefully poured into the glass.

هر درم ویسکی به دقت در لیوان ریخته شد.

he lost a few drams of weight after the diet.

او پس از رژیم غذایی چند درم وزن از دست داد.

the recipe calls for two drams of vanilla extract.

دستور غذا نیاز به دو درم عصاره وانیل دارد.

they sold the gemstones by the dram at the market.

آنها سنگ‌های قیمتی را به درم در بازار فروختند.

he found a dram of silver buried in the garden.

او یک درم نقره را در باغ دفن شده پیدا کرد.

she added drams of salt to enhance the flavor of the dish.

او درم‌هایی نمک برای افزایش طعم غذا اضافه کرد.

the bartender poured drams of rum into the cocktails.

بارتندر درم‌هایی رم را در کوکتل‌ها ریخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید