draughtboard

[ایالات متحده]/ˈdrɑːftbɔːd/
[بریتانیا]/ˈdræftbɔrd/

ترجمه

n. تخته‌ای که برای بازی دوز (چکرز) استفاده می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

play draughtboard

بازی تخته نرد

set draughtboard

چیدن تخته نرد

draughtboard game

بازی تخته نرد

draughtboard pieces

قطعات تخته نرد

draughtboard strategy

استراتژی تخته نرد

draughtboard rules

قوانین تخته نرد

draw draughtboard

کشیدن تخته نرد

check draughtboard

بررسی تخته نرد

move draughtboard

حرکت تخته نرد

empty draughtboard

تخته نرد خالی

جملات نمونه

he set up the draughtboard on the table.

او صفحه بازی را روی میز قرار داد.

they played a game on the draughtboard for hours.

آنها ساعت‌ها یک بازی روی صفحه بازی انجام دادند.

the children learned strategy by using a draughtboard.

کودکان با استفاده از صفحه بازی، استراتژی یاد گرفتند.

she won the tournament with her draughtboard skills.

او با مهارت‌های صفحه بازی خود، مسابقات را برد.

he carefully arranged the pieces on the draughtboard.

او با دقت مهره‌ها را روی صفحه بازی مرتب کرد.

they often gather to play draughts on the draughtboard.

آنها اغلب برای بازی کردن در صفحه بازی دور هم جمع می‌شوند.

the old man taught me how to play on a draughtboard.

مرد پیر به من یاد داد که چگونه روی صفحه بازی بازی کنم.

the draughtboard was made of polished wood.

صفحه بازی از چوب صیقلی شده ساخته شده بود.

she prefers a traditional draughtboard over a digital one.

او ترجیح می‌دهد یک صفحه بازی سنتی را نسبت به یک صفحه بازی دیجیتال.

he learned the rules of draughts by studying the draughtboard.

او با مطالعه صفحه بازی، قوانین بازی را یاد گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید