dredges up
بیرون آوردن
dredges through
از میان جستجو کردن
dredges for
به دنبال بیرون آوردن
dredges away
بیرون آوردن
dredges deeper
به عمق بیشتر بیرون آوردن
dredges out
بیرون آوردن
dredges along
در امتداد بیرون آوردن
dredges back
بیرون آوردن دوباره
dredges together
بیرون آوردن با هم
dredges clean
بیرون آوردن تمیز
the fisherman dredges the river for clams.
ماهیگیر صدفها را از رودخانه صید میکند.
the construction crew dredges the site to prepare for the foundation.
گروه ساختمانی سایت را برای آمادهسازی فونداسیون تخلیه میکند.
the environmental team dredges the lake to remove pollutants.
تیم محیطزیست دریاچه را برای حذف آلایندهها تخلیه میکند.
he dredges up old memories whenever he visits his hometown.
هر زمان که به زادگاهش سر میزند، خاطرات قدیمی را به یاد میآورد.
the company dredges for gold in the river.
شرکت به دنبال طلا در رودخانه جستجو میکند.
she dredges the bottom of the pond for fish.
او کف استخر را برای ماهی جستجو میکند.
the chef dredges the chicken in flour before frying.
سرآشپز قبل از سرخ کردن مرغ را در آرد میغلتاند.
they dredge the harbor to ensure safe navigation.
آنها بندر را برای اطمینان از ناوبری ایمن تخلیه میکنند.
the archaeologist dredges the site for ancient artifacts.
باستانشناس سایت را برای یافتن آثار باستانی تخلیه میکند.
he dredges up the courage to speak in public.
او شجاعت صحبت کردن در جمع را به دست میآورد.
dredges up
بیرون آوردن
dredges through
از میان جستجو کردن
dredges for
به دنبال بیرون آوردن
dredges away
بیرون آوردن
dredges deeper
به عمق بیشتر بیرون آوردن
dredges out
بیرون آوردن
dredges along
در امتداد بیرون آوردن
dredges back
بیرون آوردن دوباره
dredges together
بیرون آوردن با هم
dredges clean
بیرون آوردن تمیز
the fisherman dredges the river for clams.
ماهیگیر صدفها را از رودخانه صید میکند.
the construction crew dredges the site to prepare for the foundation.
گروه ساختمانی سایت را برای آمادهسازی فونداسیون تخلیه میکند.
the environmental team dredges the lake to remove pollutants.
تیم محیطزیست دریاچه را برای حذف آلایندهها تخلیه میکند.
he dredges up old memories whenever he visits his hometown.
هر زمان که به زادگاهش سر میزند، خاطرات قدیمی را به یاد میآورد.
the company dredges for gold in the river.
شرکت به دنبال طلا در رودخانه جستجو میکند.
she dredges the bottom of the pond for fish.
او کف استخر را برای ماهی جستجو میکند.
the chef dredges the chicken in flour before frying.
سرآشپز قبل از سرخ کردن مرغ را در آرد میغلتاند.
they dredge the harbor to ensure safe navigation.
آنها بندر را برای اطمینان از ناوبری ایمن تخلیه میکنند.
the archaeologist dredges the site for ancient artifacts.
باستانشناس سایت را برای یافتن آثار باستانی تخلیه میکند.
he dredges up the courage to speak in public.
او شجاعت صحبت کردن در جمع را به دست میآورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید