dredges

[ایالات متحده]/drɛdʒɪz/
[بریتانیا]/drɛdʒɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. خاک یا شن را از قعر یک رودخانه، دریاچه و غیره برداشتن؛ به روشنایی آوردن یا کشف کردن؛ پاشیدن ماده‌ای مانند آرد یا شکر

عبارات و ترکیب‌ها

dredges up

بیرون آوردن

dredges through

از میان جستجو کردن

dredges for

به دنبال بیرون آوردن

dredges away

بیرون آوردن

dredges deeper

به عمق بیشتر بیرون آوردن

dredges out

بیرون آوردن

dredges along

در امتداد بیرون آوردن

dredges back

بیرون آوردن دوباره

dredges together

بیرون آوردن با هم

dredges clean

بیرون آوردن تمیز

جملات نمونه

the fisherman dredges the river for clams.

ماهیگیر صدف‌ها را از رودخانه صید می‌کند.

the construction crew dredges the site to prepare for the foundation.

گروه ساختمانی سایت را برای آماده‌سازی فونداسیون تخلیه می‌کند.

the environmental team dredges the lake to remove pollutants.

تیم محیط‌زیست دریاچه را برای حذف آلاینده‌ها تخلیه می‌کند.

he dredges up old memories whenever he visits his hometown.

هر زمان که به زادگاهش سر می‌زند، خاطرات قدیمی را به یاد می‌آورد.

the company dredges for gold in the river.

شرکت به دنبال طلا در رودخانه جستجو می‌کند.

she dredges the bottom of the pond for fish.

او کف استخر را برای ماهی جستجو می‌کند.

the chef dredges the chicken in flour before frying.

سرآشپز قبل از سرخ کردن مرغ را در آرد می‌غلتاند.

they dredge the harbor to ensure safe navigation.

آنها بندر را برای اطمینان از ناوبری ایمن تخلیه می‌کنند.

the archaeologist dredges the site for ancient artifacts.

باستان‌شناس سایت را برای یافتن آثار باستانی تخلیه می‌کند.

he dredges up the courage to speak in public.

او شجاعت صحبت کردن در جمع را به دست می‌آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید