drenches

[ایالات متحده]/drɛnʧɪz/
[بریتانیا]/drɛnʧɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کاملاً خیس کردن (سوم شخص مفرد drench)؛ استفاده از مقدار زیادی از (یک مایع) بر روی کسی/چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

drenches the soil

خاک را خیس می‌کند

drenches the fabric

پارچه را خیس می‌کند

drenches with water

با آب خیس می‌کند

drenches the plants

گیاهان را خیس می‌کند

drenches the ground

زمین را خیس می‌کند

drenches in sunlight

در نور خورشید خیس می‌شود

drenches the air

هوا را خیس می‌کند

drenches the grass

چمن را خیس می‌کند

drenches the roots

ریشه‌ها را خیس می‌کند

drenches the cake

کیک را خیس می‌کند

جملات نمونه

the rain drenches the ground, nourishing the plants.

باران زمین را خیس می‌کند و گیاهان را تغذیه می‌کند.

she drenches her clothes while washing the car.

او در حین شستن ماشین لباس‌هایش را خیس می‌کند.

the athlete drenches himself in sweat after the intense game.

ورزشکار پس از بازی شدید در عرق خیس می‌شود.

he drenches the garden with water every morning.

او هر روز صبح باغ را با آب خیس می‌کند.

the storm drenches the city, causing flooding.

طوفان شهر را خیس می‌کند و باعث سیل می‌شود.

she loves how the ocean drenches her feet at the beach.

او عاشق این است که چگونه اقیانوس در ساحل پاهایش را خیس می‌کند.

the hose drenches the lawn quickly.

شلنگ به سرعت چمن را خیس می‌کند.

he accidentally drenches his friend with the water balloon.

او به طور تصادفی دوست خود را با بادکنک آب خیس می‌کند.

the heavy downpour drenches everything in sight.

باران شدید همه چیز را در دید خیس می‌کند.

the chef drenches the salad in dressing before serving.

آشپز قبل از سرویس کردن سالاد را در سس خیس می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید