droid

[ایالات متحده]/drɔɪd/
[بریتانیا]/drɔɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ربات، به ویژه یکی که شبیه انسان است

عبارات و ترکیب‌ها

robot droid

ربات دروید

droid army

ارتش دروید

battle droid

دروید جنگی

protocol droid

دروید پروتکل

astromech droid

دروید ستاره‌ساز

droid factory

کارخانه دروید

droid control

کنترل دروید

droid model

مدل دروید

combat droid

دروید رزمی

service droid

دروید خدماتی

جملات نمونه

the droid was programmed to assist with household chores.

ربات برای کمک به انجام کارهای خانه برنامه‌ریزی شده بود.

he built a droid that could speak multiple languages.

او رباتی ساخت که می‌توانست به چندین زبان صحبت کند.

the droid navigated through the complex terrain effortlessly.

ربات به راحتی از میان زمین ناهموار پیچیده عبور کرد.

she relied on her droid for daily tasks and reminders.

او برای انجام کارهای روزانه و یادآوری‌ها به ربات خود متکی بود.

the droid's artificial intelligence was impressive.

هوش مصنوعی ربات بسیار چشمگیر بود.

they programmed the droid to learn from its environment.

آنها ربات را برنامه‌ریزی کردند تا از محیط خود یاد بگیرد.

the droid malfunctioned during the critical mission.

ربات در طول مأموریت حیاتی دچار نقص فنی شد.

her favorite droid was equipped with advanced sensors.

عزیزش‌ترین ربات او به سنسورهای پیشرفته مجهز بود.

the droid provided real-time data analysis.

ربات تجزیه و تحلیل داده‌های بی‌درنگ ارائه کرد.

he often imagined a future where droids would be commonplace.

او اغلب آینده‌ای را تصور می‌کرد که ربات‌ها رایج باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید