drudges of work
اوباش کار
life of drudges
زندگی اوباش
drudges in silence
اوباش در سکوت
drudges and toil
اوباش و زحمت
drudges at home
اوباش در خانه
drudges of daily
اوباش روزانه
drudges of life
اوباش زندگی
drudges in shadows
اوباش در سایهها
drudges of labor
اوباش کار
drudges of routine
اوباش روتین
he drudges through his daily tasks without complaint.
او بدون شکایت، وظایف روزانه خود را به سختی انجام میدهد.
the workers drudges in the fields from dawn till dusk.
کارگران از سپیده دم تا غروب در مزارع به سختی کار میکنند.
she drudges away at her studies every night.
او هر شب با تلاش فراوان مشغول تحصیل میشود.
many people drudges in low-paying jobs to make ends meet.
بسیاری از مردم برای تامین معاش در مشاغل کمدرآمد به سختی کار میکنند.
he feels like he drudges through life without any excitement.
او احساس میکند که زندگی را بدون هیچ هیجان و با سختی طی میکند.
they drudges away in silence, focused on their work.
آنها در سکوت و با تمرکز روی کار خود به سختی کار میکنند.
she often drudges through the same routine every day.
او اغلب هر روز همان روال تکراری را با سختی انجام میدهد.
the students drudges through their assignments before the deadline.
دانشجویان قبل از مهلت مقرر، تکالیف خود را با سختی انجام میدهند.
he drudges in the kitchen, preparing meals for the family.
او در آشپزخانه، برای تهیه غذا برای خانواده به سختی کار میکند.
despite the challenges, she never drudges her passion for art.
با وجود چالشها، او هرگز اشتیاق خود به هنر را کنار نمیگذارد.
drudges of work
اوباش کار
life of drudges
زندگی اوباش
drudges in silence
اوباش در سکوت
drudges and toil
اوباش و زحمت
drudges at home
اوباش در خانه
drudges of daily
اوباش روزانه
drudges of life
اوباش زندگی
drudges in shadows
اوباش در سایهها
drudges of labor
اوباش کار
drudges of routine
اوباش روتین
he drudges through his daily tasks without complaint.
او بدون شکایت، وظایف روزانه خود را به سختی انجام میدهد.
the workers drudges in the fields from dawn till dusk.
کارگران از سپیده دم تا غروب در مزارع به سختی کار میکنند.
she drudges away at her studies every night.
او هر شب با تلاش فراوان مشغول تحصیل میشود.
many people drudges in low-paying jobs to make ends meet.
بسیاری از مردم برای تامین معاش در مشاغل کمدرآمد به سختی کار میکنند.
he feels like he drudges through life without any excitement.
او احساس میکند که زندگی را بدون هیچ هیجان و با سختی طی میکند.
they drudges away in silence, focused on their work.
آنها در سکوت و با تمرکز روی کار خود به سختی کار میکنند.
she often drudges through the same routine every day.
او اغلب هر روز همان روال تکراری را با سختی انجام میدهد.
the students drudges through their assignments before the deadline.
دانشجویان قبل از مهلت مقرر، تکالیف خود را با سختی انجام میدهند.
he drudges in the kitchen, preparing meals for the family.
او در آشپزخانه، برای تهیه غذا برای خانواده به سختی کار میکند.
despite the challenges, she never drudges her passion for art.
با وجود چالشها، او هرگز اشتیاق خود به هنر را کنار نمیگذارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید