drudges

[ایالات متحده]/ˈdrʌdʒɪz/
[بریتانیا]/ˈdrʌdʒɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که کار سخت، خسته‌کننده یا کسل‌کننده انجام می‌دهند

عبارات و ترکیب‌ها

drudges of work

اوباش کار

life of drudges

زندگی اوباش

drudges in silence

اوباش در سکوت

drudges and toil

اوباش و زحمت

drudges at home

اوباش در خانه

drudges of daily

اوباش روزانه

drudges of life

اوباش زندگی

drudges in shadows

اوباش در سایه‌ها

drudges of labor

اوباش کار

drudges of routine

اوباش روتین

جملات نمونه

he drudges through his daily tasks without complaint.

او بدون شکایت، وظایف روزانه خود را به سختی انجام می‌دهد.

the workers drudges in the fields from dawn till dusk.

کارگران از سپیده دم تا غروب در مزارع به سختی کار می‌کنند.

she drudges away at her studies every night.

او هر شب با تلاش فراوان مشغول تحصیل می‌شود.

many people drudges in low-paying jobs to make ends meet.

بسیاری از مردم برای تامین معاش در مشاغل کم‌درآمد به سختی کار می‌کنند.

he feels like he drudges through life without any excitement.

او احساس می‌کند که زندگی را بدون هیچ هیجان و با سختی طی می‌کند.

they drudges away in silence, focused on their work.

آنها در سکوت و با تمرکز روی کار خود به سختی کار می‌کنند.

she often drudges through the same routine every day.

او اغلب هر روز همان روال تکراری را با سختی انجام می‌دهد.

the students drudges through their assignments before the deadline.

دانشجویان قبل از مهلت مقرر، تکالیف خود را با سختی انجام می‌دهند.

he drudges in the kitchen, preparing meals for the family.

او در آشپزخانه، برای تهیه غذا برای خانواده به سختی کار می‌کند.

despite the challenges, she never drudges her passion for art.

با وجود چالش‌ها، او هرگز اشتیاق خود به هنر را کنار نمی‌گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید