drumhead

[ایالات متحده]/ˈdrʌm.hɛd/
[بریتانیا]/ˈdrʌm.hɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. غشای طبل; پرده گوش; سر یک کلاهک

عبارات و ترکیب‌ها

drumhead tension

تنش لبه طبل

drumhead replacement

تعویض لبه طبل

drumhead material

جنس لبه طبل

drumhead size

اندازه لبه طبل

drumhead type

نوع لبه طبل

drumhead tuning

تنظیم لبه طبل

drumhead design

طراحی لبه طبل

drumhead coating

روکش لبه طبل

drumhead edge

لبه لبه طبل

drumhead logo

لوگوی لبه طبل

جملات نمونه

the drummer tightened the drumhead before the performance.

درامر قبل از اجرا، پوستک طبل را محکم کرد.

he replaced the old drumhead with a new one.

او پوستک قدیمی طبل را با یک پوستک جدید جایگزین کرد.

the sound of the drumhead resonated throughout the hall.

صدای پوستک طبل در سراسر سالن طنین‌انداز شد.

she adjusted the tension of the drumhead for better sound.

او کشش پوستک طبل را برای صدای بهتر تنظیم کرد.

the drumhead was damaged during the last concert.

پوستک طبل در کنسرت آخر آسیب دید.

he learned how to tune a drumhead properly.

او یاد گرفت که چگونه به درستی یک پوستک طبل را کوک کند.

the vibrant color of the drumhead caught everyone's attention.

رنگ زنده پوستک طبل توجه همه را جلب کرد.

she painted a beautiful design on the drumhead.

او یک طرح زیبا روی پوستک طبل نقاشی کرد.

the drumhead needs to be replaced after heavy use.

بعد از استفاده زیاد، پوستک طبل باید تعویض شود.

he practiced drumming on a worn-out drumhead.

او تمرین کوبیدن طبل را روی یک پوستک فرسوده انجام داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید