drunkennesses

[ایالات متحده]/ˈdrʌŋkənnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈdrʌŋkənnəsɪz/

ترجمه

n. حالت مستی

عبارات و ترکیب‌ها

extreme drunkennesses

مست شدن‌های شدید

public drunkennesses

مست شدن‌های علنی

excessive drunkennesses

مست شدن‌های بیش از حد

temporary drunkennesses

مست شدن‌های موقتی

chronic drunkennesses

مست شدن‌های مزمن

social drunkennesses

مست شدن‌های اجتماعی

mental drunkennesses

مست شدن‌های ذهنی

uncontrolled drunkennesses

مست شدن‌های بی‌کنترل

dangerous drunkennesses

مست شدن‌های خطرناک

celebratory drunkennesses

مست شدن‌های جشن

جملات نمونه

his drunkennesses often lead to embarrassing situations.

خُمربازی‌های او اغلب منجر به موقعیت‌های خجول‌کننده‌ای می‌شود.

she struggled with her drunkennesses and sought help.

او با خُمربازی‌های خود دست و پنجه نرم کرد و به دنبال کمک شد.

the consequences of his drunkennesses affected his career.

پیامدهای خُمربازی‌های او بر زندگی حرفه‌ای‌اش تأثیر گذاشت.

friends often warned him about his drunkennesses.

دوستان اغلب او را در مورد خُمربازی‌هایش آگاه می‌کردند.

her drunkennesses were a source of concern for her family.

خُمربازی‌های او باعث نگرانی خانواده‌اش می‌شد.

they shared stories of their drunkennesses during college.

آن‌ها در دوران دانشگاه داستان‌های مربوط به خُمربازی‌های خود را با هم به اشتراک گذاشتند.

his drunkennesses made it difficult for him to maintain relationships.

خُمربازی‌های او باعث می‌شد حفظ روابط برایش دشوار باشد.

after many drunkennesses, he decided to quit drinking.

پس از خُمربازی‌های متعدد، او تصمیم گرفت ترک الکل کند.

she laughed off her drunkennesses as youthful mistakes.

او خُمربازی‌های خود را به عنوان اشتباهات جوانی دست کم گرفت.

the stories of his drunkennesses became legendary among friends.

داستان‌های مربوط به خُمربازی‌های او در بین دوستان افسانه‌ای شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید