drupelet

[ایالات متحده]/ˈdruːplət/
[بریتانیا]/ˈdruːplɪt/

ترجمه

n. میوه کوچک هسته‌دار

عبارات و ترکیب‌ها

drupelet cluster

خوشه دروپلت

drupelet size

اندازه دروپلت

drupelet formation

تشکیل دروپلت

drupelet texture

بافت دروپلت

drupelet development

توسعه دروپلت

drupelet arrangement

چیدمان دروپلت

drupelet color

رنگ دروپلت

drupelet weight

وزن دروپلت

drupelet variety

نوع دروپلت

drupelet analysis

تجزیه و تحلیل دروپلت

جملات نمونه

the drupelet of the raspberry is sweet and juicy.

دُرپلت تمشک شیرین و آبدار است.

each drupelet contributes to the overall flavor of the fruit.

هر درپلت به طعم کلی میوه کمک می کند.

in botany, a drupelet is a small drupe.

در گیاه‌شناسی، درپلت یک درپه کوچک است.

the drupelet structure is essential for berry formation.

ساختار درپلت برای تشکیل سته ضروری است.

blackberries are made up of many individual drupelets.

توت سیاه از بسیاری از درپلت های جداگانه تشکیل شده است.

harvesting drupelets requires careful handling to avoid damage.

برداشت درپلت ها نیاز به مراقبت برای جلوگیری از آسیب دارد.

each drupelet can be separated from the fruit easily.

هر درپلت را می توان به راحتی از میوه جدا کرد.

drupelets are often used in desserts and jams.

درپلت ها اغلب در دسرها و مرباها استفاده می شوند.

understanding drupelet formation helps in fruit cultivation.

درک تشکیل درپلت به پرورش میوه کمک می کند.

the texture of each drupelet adds to the overall experience.

بافت هر درپلت به تجربه کلی می افزاید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید