duathlon

[ایالات متحده]/djuːˈæθ.lən/
[بریتانیا]/djuːˈæθ.lən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک رویداد ورزشی که شامل دویدن و دوچرخه‌سواری است؛ دو رشته که به‌طور متوالی انجام می‌شوند
Word Forms
جمعduathlons

عبارات و ترکیب‌ها

duathlon training

آموزش دواتلون

duathlon race

مسابقه دواتلون

duathlon event

رویداد دواتلون

duathlon competition

مسابقه دواتلون

duathlon series

سری دواتلون

duathlon coach

مربی دواتلون

duathlon gear

تجهیزات دواتلون

duathlon tips

نکات دواتلون

duathlon skills

مهارت‌های دواتلون

duathlon training plan

برنامه تمرینی دواتلون

جملات نمونه

he trained hard for the upcoming duathlon.

او برای دوآتلون آینده به سختی تمرین کرد.

participating in a duathlon requires both running and cycling skills.

شرکت در یک دوآتلون به هر دو مهارت دویدن و دوچرخه سواری نیاز دارد.

she completed her first duathlon last weekend.

او اولین دوآتلون خود را آخر هفته گذشته به پایان رساند.

many athletes prefer duathlons over triathlons.

بسیاری از ورزشکاران ترجیح می دهند دوآتلون را بر تریاتون.

he is looking for a local duathlon event to enter.

او به دنبال یک رویداد محلی دوآتلون برای شرکت است.

the duathlon was a challenging yet rewarding experience.

دوآتلون یک تجربه چالش برانگیز اما پاداش دهنده بود.

she set a personal record at the duathlon last year.

او سال گذشته در دوآتلون رکورد شخصی خود را زد.

duathlons can vary in distance and format.

دوآتلون ها می توانند در مسافت و قالب متفاوت باشند.

he was nervous before his first duathlon race.

او قبل از اولین مسابقه دوآتلون خود عصبی بود.

training for a duathlon can improve your overall fitness.

تمرین برای یک دوآتلون می تواند آمادگی جسمی کلی شما را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید