dubonnet

[ایالات متحده]/ˌdjuːbɒˈneɪ/
[بریتانیا]/ˌduːbəˈneɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نوشیدنی شیرین مبتنی بر شراب.
شکل‌های واژه
جمعdubonnets

عبارات و ترکیب‌ها

dubonnet cocktail

کوکتل دوبونه

dubonnet and soda

دوبونه و سودا

glass of dubonnet

یک لیوان دوبونه

dubonnet on ice

دوبونه روی یخ

dubonnet spritz

دوبونه اسپریت

sweet dubonnet

دوبونه شیرین

red dubonnet

دوبونه قرمز

dubonnet lover

علاقه مند به دوبونه

ice cold dubonnet

دوبونه یخ زده

french dubonnet

دوبونه فرانسوی

جملات نمونه

i'll have a glass of dubonnet on the rocks.

یک لیتر دوبونت روی یخ خواهم داشت.

dubonnet is a popular ingredient in many classic cocktails.

دوبونت یک مادهٔ محبوب در بسیاری از کوکتل‌های کلاسیک است.

the bartender recommended a dubonnet cocktail.

باردار مخلوط دوبونت را توصیه کرد.

she enjoys dubonnet with a twist of lemon.

او دوبونت را با یک چرخهٔ لیمو می‌خوشبختد.

dubonnet adds a rich flavor to desserts.

دوبونت گوشت‌های غنی به دسرها اضافه می‌کند.

a dubonnet spritz is refreshing on a hot day.

یک دوبونت اسپریت در یک روز گرم تازگی ایجاد می‌کند.

he prefers dubonnet neat rather than mixed.

او دوست دارد دوبونت را بدون مخلوط کردن بگیرد.

dubonnet and tonic is a simple but delicious drink.

دوبونت و تونیک یک نوشیدنی ساده اما لذیذ است.

the recipe calls for a splash of dubonnet.

این رецپی یک لیتر دوبونت را نیاز دارد.

dubonnet has been produced in france for over a century.

دوبونت در فرانسه برای بیش از یک قرن تولید شده است.

some people prefer dubonnet over vermouth in their drinks.

برخی افراد دوبونت را در نوشیدنی‌های خود به جای ورمouth ترجیح می‌دهند.

the wine shop stocks several varieties of dubonnet.

فروشگاه شراب چند نوع دوبونت را در انبار دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید