dulcified

[ایالات متحده]/ˈdʌl.sɪ.faɪd/
[بریتانیا]/ˈdʌl.sə.faɪd/

ترجمه

vt. شیرین یا خوشایند کردن

عبارات و ترکیب‌ها

dulcified tones

لحن‌های شیرین

dulcified voice

صدای شیرین

dulcified flavor

طعم شیرین

dulcified melody

ملودی شیرین

dulcified atmosphere

فضای شیرین

dulcified words

کلمات شیرین

dulcified expression

حالت چهره شیرین

dulcified feelings

احساسات شیرین

dulcified nature

طبیعت شیرین

dulcified moments

لحظات شیرین

جملات نمونه

she dulcified her speech to make it more appealing.

او لحن صحبت خود را شیرین کرد تا جذاب‌تر به نظر برسد.

the music dulcified the tense atmosphere in the room.

موسیقی فضایی پرتنش در اتاق را شیرین کرد.

his dulcified tone helped to calm the angry crowd.

لحن شیرین او به آرام کردن جمعیت خشمگین کمک کرد.

she dulcified her criticism with a compliment.

او انتقاد خود را با یک تعریف شیرین کرد.

the dessert dulcified the meal perfectly.

دسر به طور کامل وعده غذایی را شیرین کرد.

his dulcified approach to negotiation led to a successful outcome.

رویکرد شیرین او به مذاکره منجر به نتیجه‌ای موفق شد.

the artist dulcified the harsh colors in the painting.

هنرمند رنگ‌های تند در نقاشی را شیرین کرد.

she dulcified her message to avoid hurting feelings.

او پیام خود را شیرین کرد تا از ناراحتی احساسات جلوگیری کند.

the film dulcified the harsh realities of life.

فیلم واقعیت‌های تلخ زندگی را شیرین کرد.

his dulcified demeanor made everyone feel at ease.

رفتار شیرین او باعث شد همه احساس آرامش کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید