candied

[ایالات متحده]/'kændɪd/
[بریتانیا]/'kændɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شیرین شده؛ به آب‌نبات تبدیل شده؛ با کلمات یا تعریف‌های شیرین
v. به آب‌نبات تبدیل کردن؛ زیبا کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

candied almonds

بادهام شیرین

candied fruit

میوه شیرین

candied orange peel

پوست پرتقال شیرین‌شده

candy store

نگارخانه شیرینی

candy bar

میله شکلات

cotton candy

پشمک

hard candy

شکلات سفت

rock candy

شکلات صخره‌ای

eye candy

جذاب بصری

sugar candy

شکلات قندی

candy cane

عصای شیرینی

جملات نمونه

have a candied tongue

زبانی شیرین داشتن

The effect of sulphuring, vacuum treatment and soaking on the quality of candied apples was studied.

اثر گوگرد زدن، درمان با خلاء و خیساندن بر کیفیت سیب‌های آب‌نباتی بررسی شد.

Deep, saturated ruby.Explosive bouquet of blackberry liqueur, candied cherry, boysenberry and dark chocolate.

رنگ یاقوتی عمیق و насыщенный. букет انفجاری از لیکور زغال اختاپانی، گیلاس شیرین‌شده، بویزن‌بری و شکلات تلخ.

A new method of processing candied jujube,except washing process and detaching nucleus process the three step are vacuum critical cryodrying,vacuum infusing sugar and vacuum dehydration in sequence.

یک روش جدید برای فرآوری خربزه آب‌نباتی، به جز فرآیند شستشو و جدا کردن هسته، سه مرحله عبارتند از: خشک کردن منجمد بحرانی تحت خلاء، فرآوری شکر تحت خلاء و خشک کردن تحت خلاء به ترتیب.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید