wearing durangos
پوشیدن دوورانگو
new durangos
دوورانگوی جدید
love durangos
دوست دارم دوورانگو
got durangos
دوورانگویی داشتم
show durangos
نمایش دوورانگو
buying durangos
خرید دوورانگو
my durangos
دوورانگوی من
cool durangos
دوورانگوی خنک
had durangos
دوورانگویی داشتم
stylish durangos
دوورانگوی با سبک
she wore stylish durangos to protect her head from the sun.
او یک دوورانگوی سبک را برای محافظت از سر خود از خورشید پوشید.
the cowboy adjusted his durango against the wind.
کُوئیبوی خود را علیه باد تنظیم کرد.
he bought a new, colorful durango at the western store.
او یک دوورانگوی جدید و رنگارنگ را از فروشگاه غربی خرید.
the durango shielded her face from the dust storm.
دوورانگو چهره او را از باد باران گرد و غبار محافظت کرد.
a traditional durango is often made of cotton or wool.
یک دوورانگوی سنتی معمولاً از پنبه یا نخ نخی ساخته میشود.
he carefully folded his durango and stored it away.
او دوورانگوی خود را با دقت پوییت و آن را نگهداری کرد.
the rancher’s durango was faded and worn from years of use.
دوورانگوی کشاورز از سالها استفاده فاقد رنگ و سایه شده بود.
she tied her durango securely under her chin.
او دوورانگوی خود را به طور ایمن زیر چانهاش کشید.
the children admired the intricate patterns on the durango.
کودکان الگوهای پیچیده روی دوورانگو را تحسین کردند.
he packed a spare durango in his saddlebag.
او یک دوورانگوی اضافه را در کیف سوارهاش بست.
the durango added a touch of western flair to her outfit.
دوورانگو یک لمسه از سبک غربی به لباس او اضافه کرد.
she learned how to knot a durango from her grandfather.
او از پدربزرگ خود یاد گرفت که چگونه یک دوورانگو را گره بزند.
wearing durangos
پوشیدن دوورانگو
new durangos
دوورانگوی جدید
love durangos
دوست دارم دوورانگو
got durangos
دوورانگویی داشتم
show durangos
نمایش دوورانگو
buying durangos
خرید دوورانگو
my durangos
دوورانگوی من
cool durangos
دوورانگوی خنک
had durangos
دوورانگویی داشتم
stylish durangos
دوورانگوی با سبک
she wore stylish durangos to protect her head from the sun.
او یک دوورانگوی سبک را برای محافظت از سر خود از خورشید پوشید.
the cowboy adjusted his durango against the wind.
کُوئیبوی خود را علیه باد تنظیم کرد.
he bought a new, colorful durango at the western store.
او یک دوورانگوی جدید و رنگارنگ را از فروشگاه غربی خرید.
the durango shielded her face from the dust storm.
دوورانگو چهره او را از باد باران گرد و غبار محافظت کرد.
a traditional durango is often made of cotton or wool.
یک دوورانگوی سنتی معمولاً از پنبه یا نخ نخی ساخته میشود.
he carefully folded his durango and stored it away.
او دوورانگوی خود را با دقت پوییت و آن را نگهداری کرد.
the rancher’s durango was faded and worn from years of use.
دوورانگوی کشاورز از سالها استفاده فاقد رنگ و سایه شده بود.
she tied her durango securely under her chin.
او دوورانگوی خود را به طور ایمن زیر چانهاش کشید.
the children admired the intricate patterns on the durango.
کودکان الگوهای پیچیده روی دوورانگو را تحسین کردند.
he packed a spare durango in his saddlebag.
او یک دوورانگوی اضافه را در کیف سوارهاش بست.
the durango added a touch of western flair to her outfit.
دوورانگو یک لمسه از سبک غربی به لباس او اضافه کرد.
she learned how to knot a durango from her grandfather.
او از پدربزرگ خود یاد گرفت که چگونه یک دوورانگو را گره بزند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید