dutiable

[ایالات متحده]/ˈdjuːtɪəbl/
[بریتانیا]/ˈduːtɪəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مشمول وظیفه یا مالیات؛ ملزم به پرداخت مالیات؛ موظف به پرداخت عوارض

عبارات و ترکیب‌ها

dutiable goods

کالا‌های مشمول تعرفه

dutiable value

ارزش مشمول تعرفه

dutiable items

کالا‌های مشمول تعرفه

dutiable shipments

ارسال‌های مشمول تعرفه

dutiable imports

واردات مشمول تعرفه

dutiable exports

صادرات مشمول تعرفه

dutiable transactions

معاملات مشمول تعرفه

dutiable rates

نرخ‌های مشمول تعرفه

dutiable amounts

مبالغ مشمول تعرفه

dutiable status

وضعیت مشمول تعرفه

جملات نمونه

the goods are dutiable and must be declared at customs.

کالاها مشمول تعرفه هستند و باید در گمرک اظهارنامه ثبت شوند.

importing dutiable items requires proper documentation.

وارد کردن کالاهای مشمول تعرفه نیاز به مستندات مناسب دارد.

he was surprised by the dutiable value of the imported car.

او از ارزش مشمول تعرفه خودروی وارداتی متعجب شد.

items that are dutiable often incur additional fees.

کالاهایی که مشمول تعرفه هستند اغلب شامل هزینه‌های اضافی می‌شوند.

understanding which items are dutiable is essential for travelers.

دانستن اینکه چه کالاهایی مشمول تعرفه هستند برای مسافران ضروری است.

the dutiable amount will be calculated based on the invoice.

مبلغ مشمول تعرفه بر اساس فاکتور محاسبه خواهد شد.

she learned that electronics are often dutiable when imported.

او متوجه شد که وسایل الکترونیکی اغلب هنگام واردات مشمول تعرفه هستند.

failure to declare dutiable items can lead to penalties.

عدم اظهار کالاهای مشمول تعرفه می‌تواند منجر به جریمه شود.

customs officers check for dutiable products at the border.

مسئولین گمرک در مرزها به دنبال محصولات مشمول تعرفه می‌گردند.

he was informed that certain gifts might be dutiable.

به او اطلاع داده شد که ممکن است برخی هدایا مشمول تعرفه باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید