dyarchy

[ایالات متحده]/ˈdaɪ.ɑː.ki/
[بریتانیا]/ˈdaɪ.ɑːr.ki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حکومت توسط دو حاکم مشترک
Word Forms
جمعdyarchies

عبارات و ترکیب‌ها

dyarchy system

سیستم دو حاکمیت

dyarchy governance

حاکمیت دوگانه

dyarchy model

مدل دو حاکمیت

dyarchy rule

قانون دو حاکمیت

dyarchy structure

ساختار دو حاکمیت

dyarchy leadership

رهبری دوگانه

dyarchy framework

چارچوب دو حاکمیت

dyarchy principle

اصل دو حاکمیت

dyarchy concept

مفهوم دو حاکمیت

dyarchy policy

سیاست دو حاکمیت

جملات نمونه

the country adopted a dyarchy system of governance.

کشور یک سیستم حکومتی دوگانه را به کار گرفت.

in a dyarchy, power is shared between two leaders.

در یک دوگانه‌گاری، قدرت بین دو رهبر تقسیم می‌شود.

the concept of dyarchy is often seen in historical contexts.

مفهوم دوگانه‌گاری اغلب در زمینه‌های تاریخی دیده می‌شود.

some regions prefer dyarchy to avoid centralized power.

برخی مناطق برای جلوگیری از تمرکز قدرت، دوگانه‌گاری را ترجیح می‌دهند.

dyarchy can lead to conflicts if leaders disagree.

دوگانه‌گاری می‌تواند منجر به درگیری شود اگر رهبران اختلاف نظر داشته باشند.

many ancient civilizations practiced a form of dyarchy.

بسیاری از تمدن‌های باستانی یک شکل از دوگانه‌گاری را تمرین می‌کردند.

dyarchy allows for diverse representation in governance.

دوگانه‌گاری اجازه می‌دهد تا نمایندگی متنوعی در حکومت وجود داشته باشد.

the dyarchy model was effective in some tribal societies.

مدل دوگانه‌گاری در برخی از جوامع قبیله‌ای موثر بود.

understanding dyarchy is crucial for political science students.

درک دوگانه‌گاری برای دانشجویان علوم سیاسی بسیار مهم است.

critics argue that dyarchy can complicate decision-making.

منتقدان استدلال می‌کنند که دوگانه‌گاری می‌تواند تصمیم‌گیری را پیچیده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید