dynasties

[ایالات متحده]/ˈdaɪnəstiz/
[بریتانیا]/ˈdaɪnəstiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرم جمع سلطنت؛ یک سلسله از فرمانروایان از یک خانواده مشابه

عبارات و ترکیب‌ها

ancient dynasties

دودمان‌های باستانی

chinese dynasties

دودمان‌های چینی

dynasties rise

ظهور سلسله‌ها

dynasties fall

سقوط سلسله‌ها

dynasties of power

دودمان‌های قدرت

dynasties of history

دودمان‌های تاریخ

dynasties and empires

سلسله‌ها و امپراتوری‌ها

dynasties in decline

سلسله‌ها در حال افول

great dynasties

دودمان‌های بزرگ

dynasties of china

دودمان‌های چین

جملات نمونه

many dynasties have risen and fallen throughout history.

بسیاری از سلسله‌ها در طول تاریخ ظهور و سقوط کرده‌اند.

the dynasties of ancient china were known for their unique cultures.

سلسله‌های چین باستان به خاطر فرهنگ‌های منحصر به فردشان شناخته می‌شدند.

each dynasty contributed to the development of chinese civilization.

هر سلسله به توسعه تمدن چین کمک کرد.

historians study the dynasties to understand social changes.

تاریخ‌نگاران سلسله‌ها را برای درک تغییرات اجتماعی مطالعه می‌کنند.

the ming and qing dynasties were particularly influential.

سلسله‌های مینگ و چینگ به‌ویژه تأثیرگذار بودند.

dynasties often left behind impressive architectural achievements.

سلسله‌ها اغلب دستاوردهای معماری چشمگیری از خود به جا گذاشتند.

some dynasties lasted for hundreds of years.

برخی از سلسله‌ها برای صدها سال دوام آوردند.

dynasties can be characterized by their political systems.

می‌توان سلسله‌ها را بر اساس سیستم‌های سیاسی‌شان مشخص کرد.

conflicts between dynasties shaped the course of history.

درگیری‌ها بین سلسله‌ها مسیر تاریخ را شکل داد.

art and literature flourished under certain dynasties.

هنر و ادبیات در دوران برخی از سلسله‌ها شکوفا شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید