dynasty

[ایالات متحده]/ˈdɪnəsti/
[بریتانیا]/ˈdaɪnəsti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دنباله‌ای از حاکمان از یک خانواده یا گروه مشابه

عبارات و ترکیب‌ها

ancient dynasty

دودمان باستانی

imperial dynasty

دودمان امپراتوری

powerful dynasty

دودمان قدرتمند

short-lived dynasty

دودمان کوتاه مدت

last dynasty

آخرین سلسله

qing dynasty

دودمان چینگ

tang dynasty

دودمان تانگ

ming dynasty

دودمان مینگ

song dynasty

دودمان سونگ

han dynasty

دودمان هان

yuan dynasty

دودمان یوان

qin dynasty

دودمان چین

shang dynasty

دودمان شانگ

dynasty hotel

هتل دایناستی

جملات نمونه

The Ming Dynasty ruled China from 1368 to 1644.

دودمان مینگ چین را از سال 1368 تا 1644 حکومت کرد.

The Qing Dynasty was the last imperial dynasty of China.

دودمان چینگ آخرین سلسله امپراتوری چین بود.

The Tang Dynasty is known for its poetry and art.

دودمان تانگ به خاطر شعر و هنر خود شناخته می‌شود.

The Han Dynasty is considered a golden age in Chinese history.

دودمان هان به عنوان یک عصر طلایی در تاریخ چین در نظر گرفته می‌شود.

The Song Dynasty was a time of great cultural achievements.

دودمان سونگ دوره‌ای از دستاوردهای فرهنگی بزرگ بود.

The Yuan Dynasty was founded by Kublai Khan.

دودمان یوآن توسط کوبلای خان تأسیس شد.

The Qin Dynasty was the first imperial dynasty of China.

دودمان چین اولین سلسله امپراتوری چین بود.

The Sui Dynasty reunified China after centuries of division.

دودمان سوی چین را پس از قرن‌ها تقسیم‌بندی متحد کرد.

The Western Han Dynasty was known for its military conquests.

دودمان هان غربی به خاطر فتوحات نظامی خود شناخته می‌شد.

The Eastern Jin Dynasty marked a period of disunity in China.

دودمان جین شرقی دوره‌ای از بی‌نظمی در چین را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید