rule of law
حاکمیت قانون
follow the rules
پیروی از قوانین
rule out
حذف کردن
golden rule
قانون طلایی
rules and regulations
قوانین و مقررات
general rule
قانون کلی
as a rule
به عنوان یک قانون
by rule
بر اساس قانون
basic rule
قانون اساسی
rule over
حکومت کردن بر
colonial rule
حاکمیت استعماری
rule of thumb
قانون سرانگشتی
majority rule
قانون اکثریت
be ruled by
تحت حکومت بودن
control rule
قانون کنترل
design rule
قانون طراحی
rule the world
حکومت بر جهان
rule base
پایگاه قانون
legal rule
قانون قانونی
an inviolable rule of chastity.
یک قانون مصونیت در مورد نجابت.
the Rule of St Benedict.
قانون سنت بندیکت
rule against a motion
رد یک پیشنهاد.
The rule is inapplicable to this case.
قانون برای این مورد قابل اعمال نیست.
This rule is not applicable to foreigners.
این قانون برای افراد خارجی قابل اجرا نیست.
The rule is inapplicable to this occasion.
قانون برای این مناسبت قابل اعمال نیست.
The rule is still in effect.
این قانون همچنان در حال اجرا است.
That rule is not easily perceived.
آن قانون به آسانی درک نمیشود.
The court will rule on the matter.
دادگاه در این مورد تصمیم خواهد گرفت.
Mrs. Simpson will rule on such dispute.
خانم سیمپسون چنین اختلاف را قضاوت خواهد کرد.
The rule still stands.
این قانون همچنان پابرجاست.
a rule of great generality
یک قانون با کلیت زیاد
Rule out a misspell word.
یک غلط املایی را حذف کنید.
a rule that is no longer in force.
قاعدهای که دیگر لازمالاجرا نیست.
the rules of grammar.
قواعد دستور زبان.
the rules of basketball
قوانین بسکتبال
rule a motion out of order
یک پیشنهاد را خارج از دستور اعلام کنید
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید