dysgenesis

[ایالات متحده]/dɪsˈdʒɛnɪsɪs/
[بریتانیا]/dɪsˈdʒɛnəsɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رشد غیرطبیعی یا ناهنجاری یک ارگان یا قسمت؛ اختلالات تولید مثل که به ناباروری منجر می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

dysgenesis syndrome

سندرم دی‌جنزیس

gonadal dysgenesis

دی‌جنزیس گونادی

testicular dysgenesis

دی‌جنزیس بیضه ای

ovarian dysgenesis

دی‌جنزیس تخمدانی

renal dysgenesis

دی‌جنزیس کلیوی

dysgenesis anomalies

ناهنجاری های دی‌جنزیس

dysgenesis factors

عوامل دی‌جنزیس

dysgenesis traits

ویژگی های دی‌جنزیس

dysgenesis conditions

شرایط دی‌جنزیس

dysgenesis classification

طبقه بندی دی‌جنزیس

جملات نمونه

dysgenesis can lead to various developmental disorders.

اختلالات تکاملی متنوعی را می‌توانند به دنبال داشته باشند.

the study focused on the effects of dysgenesis on fertility.

این مطالعه بر روی اثرات بدویشی بر باروری متمرکز بود.

dysgenesis is often associated with genetic mutations.

بدویشی اغلب با جهش‌های ژنتیکی مرتبط است.

early diagnosis of dysgenesis is crucial for treatment.

تشخیص زودهنگام بدویشی برای درمان بسیار مهم است.

researchers are investigating the causes of dysgenesis.

محققان در حال بررسی علل بدویشی هستند.

dysgenesis can affect both physical and mental health.

بدویشی می‌تواند بر سلامت جسمی و روانی تأثیر بگذارد.

understanding dysgenesis helps in developing better therapies.

درک بدویشی به توسعه درمان‌های بهتر کمک می‌کند.

there is a growing awareness of dysgenesis in medical communities.

آگاهی در جوامع پزشکی در مورد بدویشی در حال افزایش است.

genetic counseling may be recommended for families with dysgenesis.

مشاوره ژنتیک ممکن است برای خانواده‌هایی که دارای بدویشی هستند توصیه شود.

dysgenesis can manifest in different forms depending on the individual.

بدویشی می‌تواند به شکل‌های مختلف بسته به فرد ظاهر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید