ealy

[ایالات متحده]/ˈiːli/
[بریتانیا]/ˈiːli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نام شخصی
شکل‌های واژه
صفت تفضیلیealier

جملات نمونه

i prefer to wake up early and start my day with exercise.

من بهتر می‌خواهم زود بیدار شوم و روزم را با ورزش شروع کنم.

the early bird gets the worm, so she always arrives first.

پرندۀ زودبیدار کرم را می‌گیرد، بنابراین او همیشه اول می‌رسد.

early detection of diseases can save many lives.

تشخیص زودهنگام بیماری‌ها می‌تواند زیادی از افراد را نجات دهد.

he retired early to spend more time with his family.

او زود بازنشستگی گرفت تا بیشتری با خانواده‌اش وقت بگذارد.

the company is in the early stages of developing new technology.

شرکت در مراحل اولیه توسعه فناوری جدید است.

she was an early adopter of smartphone technology.

او یکی از اولین کسانی بود که فناوری گوشی هوشمند را پذیرفت.

early morning is the best time for creative work.

صبح زود روز بهترین زمان برای کارهای خلاقانه است.

the early warning system helped evacuate people before the storm.

سیستم هشدار زودهنگام به افراد کمک کرد تا قبل از باران شدید از منطقه خارج شوند.

he showed musical talent early in life.

او در آغاز زندگی موهبت موسیقی نشان داد.

we reached an early conclusion after reviewing the evidence.

پس از بررسی شواهد، به یک نتیجه‌گیری زودهنگام رسیدیم.

early intervention is crucial for children with learning difficulties.

دخالت زودهنگام برای کودکان با دشواری‌های یادگیری حیاتی است.

i always go to bed early on weekdays to feel refreshed.

من همیشه در روزهای کاری زود به خواب می‌روم تا تازه‌نفس شوم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید