tardy

[ایالات متحده]/ˈtɑːdi/
[بریتانیا]/ˈtɑːrdi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به آرامی حرکت کردن، تأخیر، دیر

جملات نمونه

make a tardy appearance

حضور دیر هنگام

please forgive this tardy reply.

لطفاً این پاسخ دیررس را ببخشید.

The bus is late.See Synonyms at tardy

اتوبوس دیر کرده. برای یافتن مترادفها به بخش "تاردی" مراجعه کنید.

Summer came tardy that year.

تابستان آن سال دیر رسید.

tardy in making a dental appointment;

در تعیین وقت دندانپزشکی دیر کرد.

It’s impolite to make a tardy appearance.

حضور دیر هنگام کردن بی‌ادبانه است.

The boss is unsatisfied with the tardy tempo.

رئیس از سرعت دیر هنگام راضی نیست.

Two of the pupiles were tardy this morning.

دو نفر از دانش آموزان امروز دیر کردند.

The teacher gave the tardy student what for.

معلم به دانش آموز دیر رسیده توبیخ کرد.

was booted for being habitually tardy;

به دلیل دیر رسیدن مکرر اخراج شد.

نمونه‌های واقعی

If you're tardy, you don't get an assignment.

اگر دیر کنید، تکالیف نمی‌گیرید.

منبع: Go blank axis version

The employee was given the boot for being tardy too often.

به دلیل دیر رسیدن بیش از حد، کارمند اخراج شد.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

Also being tardy in your dress or untidy in any way is also not a good idea.

همچنین دیر رسیدن در لباس یا نامرتب بودن به هر حال ایده خوبی نیست.

منبع: Job Interview Tips in English

But this line is firstcome, firstserved. Not " Show up tardy and nevertheless be first served" Right here. No.

اما این خط اولویت دارد، اولویت با کسی است که زودتر آمده است. نه "دیر بروید و با این حال اول باشید." همین جا. نه.

منبع: The Big Bang Theory Season 9

The tardy evidence of her involuntary paganism made her even more upset.

شواهد دیر هنگام از کاوش‌گری ناخواسته او، او را حتی بیشتر ناراحت کرد.

منبع: One Hundred Years of Solitude

That tardy shudder which had not figured in his forethought made his breakfast bitter.

لرزش دیر هنگام که در پیش‌بینی او وجود نداشت، صبحانه‌اش را تلخ کرد.

منبع: One Hundred Years of Solitude

Or just maybe, if you’re really honest, this persistently tardy individual is actually you yourself?

یا شاید، اگر واقعاً صادق باشید، این فرد دیر رسیدن دائمی در واقع خودتان هستید؟

منبع: BBC Learning English (official version)

To run late means the same as to be late or to be tardy.

تاخیر به همان معناست که دیر باشید یا دیر برسید.

منبع: ESPLOD

The Congress, as tardy as ever, at last decided in February, 1787, to issue the call.

کنگره، همانطور که همیشه دیر عمل می‌کرد، بالاخره در ماه فوریه 1787 تصمیم گرفت دستور فراخوان را صادر کند.

منبع: American history

At last I looked up at the tardy speaker: he was looking eagerly at me.

بالاخره به بالای سر نگاه کردم به سخنران دیر رس: او با اشتیاق به من نگاه می‌کرد.

منبع: Jane Eyre (Original Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید