earless

[ایالات متحده]/ˈɪələs/
[بریتانیا]/ˈɪrləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون گوش؛ دارای شنوایی ضعیف؛ بدون گوش یا ساختارهای شبیه گوش

عبارات و ترکیب‌ها

earless rabbit

خرگوش بدون گوش

earless seal

فک بدون گوش

earless lizard

لاک‌پشت بدون گوش

earless dog

سگ بدون گوش

earless cat

گربه بدون گوش

earless creature

موجود بدون گوش

earless animal

حیوان بدون گوش

earless species

گونه بدون گوش

earless variety

نوع بدون گوش

earless phenotype

ظاهر بدون گوش

جملات نمونه

the earless rabbit is a rare breed.

خرگوش بدون گوش یک نژاد نادر است.

some animals are born earless due to genetic mutations.

برخی از حیوانات به دلیل جهش‌های ژنتیکی بدون گوش متولد می‌شوند.

she adopted an earless cat from the shelter.

او یک گربه بدون گوش را از پناهگاه به فرزندی پذیرفت.

the earless lizard can still hear through vibrations.

لاک‌پشت بدون گوش همچنان می‌تواند از طریق ارتعاشات بشنود.

scientists are studying the earless species for research.

محققان گونه بدون گوش را برای تحقیقات مطالعه می‌کنند.

his earless dog is very friendly and playful.

سگ بدون گوش او بسیار مهربان و بازیگوش است.

she was fascinated by the earless toad's unique appearance.

او مجذوب ظاهر منحصر به فرد قورباغه بدون گوش بود.

the earless variety of the plant is more resilient.

نوع بدون گوش گیاه انعطاف‌پذیرتر است.

earless animals often develop other senses to adapt.

حیوانات بدون گوش اغلب حواس دیگر را برای سازگاری توسعه می‌دهند.

people often find earless breeds to be adorable.

مردم اغلب نژادهای بدون گوش را دوست‌داشتنی می‌دانند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید