eared

[ایالات متحده]/ɪəd/
[بریتانیا]/ɪrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای گوش‌ها یا زوائد گوش‌مانند؛ دارای خارها یا گوش‌ها، همانند در برخی غلات
v. شکل ماضی از ear، به معنی گوش دادن یا توسعه گوش‌ها در گیاهان

عبارات و ترکیب‌ها

big eared

گوش‌های بزرگ

long eared

گوش‌های بلند

short eared

گوش‌های کوتاه

pointed eared

گوش‌های نوک تیز

floppy eared

گوش‌های آویزان

wide eared

گوش‌های پهن

fuzzy eared

گوش‌های پشمالو

rabbit eared

گوش‌های خرگوشی

large eared

گوش‌های بزرگ

small eared

گوش‌های کوچک

جملات نمونه

the dog is eared and friendly.

سگ گوش‌دار و مهربان است.

she has eared books from her childhood.

او کتاب‌های گوش‌دار از دوران کودکی خود دارد.

the cat looked eared after the long nap.

گربه بعد از چرت طولانی، گوش‌دار به نظر می‌رسید.

he prefers eared headphones for better sound.

او ترجیح می‌دهد از هدفون‌های گوش‌دار برای صدای بهتر استفاده کند.

the eared rabbit was hopping around the garden.

خرگوش گوش‌دار در حال پرش در اطراف باغ بود.

she noticed the eared pages in the old book.

او صفحات گوش‌دار را در کتاب قدیمی متوجه شد.

he has an eared style of storytelling.

او سبک داستان‌گویی گوش‌داری دارد.

the eared elephant was a favorite at the zoo.

فیل گوش‌دار در باغ وحش مورد علاقه بود.

she loves her eared teddy bear.

او خرس عرشقی گوش‌دارش را دوست دارد.

the artist drew an eared character for the comic.

هنرمند شخصیتی گوش‌دار برای کمیک در کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید