early

[ایالات متحده]/ˈə:li/
[بریتانیا]/ˈɚli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در حال وقوع یا انجام قبل از زمان معمول یا مورد انتظار؛ نشان دهنده بلوغ استثنایی
adv. قبل از زمان معمول یا مورد انتظار؛ در مرحله اولیه

عبارات و ترکیب‌ها

early bird

پرنده‌ی اول صبح

early morning

صبح زود

early riser

بیدار زود

early warning

هشدار زودهنگام

early retirement

بازنشستگی زودهنگام

as early as

تا آن حد زودهنگام که

early or late

زودتر یا دیرتر

early in

در اوایل

early stage

مرحله اولیه

early on

در اوایل

early days

روزهای اول

early diagnosis

تشخیص زودهنگام

get up early

زود بیدار شو

early childhood

دوران کودکی اولی

early detection

تشخیص زودهنگام

early spring

بهار زود

early warning system

سیستم هشدار زودهنگام

early and late

زود و دیر

early date

تاریخ زود

جملات نمونه

an early form of life; an early computer.

یک شکل اولیه حیات؛ یک کامپیوتر اولیه

an early spring; an early retirement.

یک بهار زودهنگام؛ یک بازنشستگی زودهنگام

the early nineteen hundreds.

اوایل دهه ۱۹۰۰

the early medieval period.

دوره قرون وسطی اولیه

the early, roseate light.

نور صورتی زودهنگام

an early period in history

یک دوره اولیه در تاریخ

Come as early as possible.

تا حد امکان زود بیا

retrospect to an early period

بازگشت به یک دوره اولیه

early in the development of television

در اوایل توسعه تلویزیون.

ate early for a change.

برای تغییر، زود غذا خوردیم.

the cool of early morning.

طراوت اوایل صبح.

He is an early riser.

او یک صبح زود است.

an early variety of tomato.

یک نوع گوجه فرنگی زودهنگام

early booking is advisable.

رزرو زود هنگام توصیه می شود.

book early to avoid disappointment.

برای جلوگیری از ناامیدی، زود رزرو کنید.

نمونه‌های واقعی

What if I repay it early. Any perks?

اگر زودتر بازپرداخت کنم، چه مزایایی وجود دارد؟

منبع: Banking Situational Conversation

What’s more, I can go to bed earlier.

علاوه بر این، من می‌توانم زودتر به رختخواب بروم.

منبع: Model Essay for Full Marks in English Gaokao

He has a strong objection to getting up early.

او مخالفت شدیدی با بیدار شدن زود دارد.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

She spoke with me earlier from London.

او قبلاً از لندن با من صحبت کرد.

منبع: NPR News March 2015 Compilation

Constance dropped by earlier with another delicious delicacy.

کانستانس قبلاً با یک غذای خوشمزه دیگر سر زد.

منبع: American Horror Story Season 1

The next morning, the girl woke up early.

صبح روز بعد، دختر از خواب بیدار شد.

منبع: Bedtime stories for children

The next morning she wakes up early.

صبح روز بعد او زود از خواب بیدار می‌شود.

منبع: Halloween Adventures

Well, you should go to bed early.

خب، شما باید زود به رختخواب بروید.

منبع: New Target Junior High School English Grade 8 (Upper)

She went to bed early, my wife.

او زود به رختخواب رفت، همسرم.

منبع: American Horror Story Season 1

I saw you spying on me earlier.

من دیدم که قبلاً در حال نفوذ به من بودید.

منبع: Movie trailer screening room

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید