earthier

[ایالات متحده]/ˈɜːθi/
[بریتانیا]/ˈɜːrθi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا ویژگی‌های زمین یا خاک؛ شبیه یا ساخته شده از خاک؛ خشن یا تصفیه‌نشده.

عبارات و ترکیب‌ها

earthy tones

رنگ‌های خاکی

earthy flavor

طعم خاکی

earthy aroma

عطر خاکی

earthy ingredients

مواد خاکی

جملات نمونه

an earthy but not indecent story.

یک داستان زمینی اما نه ناآبرویی

an earthy enjoyment of life.

یک لذت زمینی از زندگی

rarefy one's earthy desires

خالص کردن خواسته‌های زمینی یک فرد

an earthy, often indelicate sense of humour.

یک حس شوخ‌طبعی زمینی و اغلب بی‌ادبانه

I choose a palette of natural, earthy colours.

من یک پالت رنگ‌های طبیعی و خاکی انتخاب می‌کنم.

A very traditionally made clothbound cheese, similar to cheddar. Creamy, earthy, and tangy.

پنیر پارمیس پارمیس بافت‌دار سنتی، شبیه چدار. خامه‌ای، زمینی و تند.

Briary: Describes young wines with an earthy or stemmy wild berry character.

بِرایری: توصیف شراب‌های جوان با طعم و بوی توت وحشی خاکی یا ساقه.

As a direct and earthy factor, Tacitus" historical view on recurrence lies in his pessimistic and depressible view on Rome.

به عنوان یک عامل مستقیم و زمینی، دیدگاه تاریخی تاسیتیس در مورد تکرار در دیدگاه بدبینانه و افسرده او نسبت به رم نهفته است.

Michael has an earthy sense of humour; he likes rude jokes.

مایکل دارای حس شوخ‌طبعی زمینی است؛ او شوخی‌های بی‌ادبانه دوست دارد.

Earthy penates tea can promote rejuvenesce, clinical solid test and verify is solid, cogongrass cliff berry can improve function of liver cell detoxify 60% above.

چای خاکی پناتس می‌تواند باعث تجدید قوا شود، تست بالینی قوی و تایید شود که قوی است، توت صخره‌ای علفزار می‌تواند عملکرد سلول کبد را بهبود بخشد و سم زدایی را 60٪ به بالا انجام دهد.

نمونه‌های واقعی

That earthy flavour is from James Joyce.

طعم خاکی آن از جیمز جویس است.

منبع: The Economist (Summary)

Nutty, earthy, but kind of more subtle.

فندق مانند، خاکی، اما تا حدودی ظریف تر.

منبع: Gourmet Base

Her skin, never very good, was earthy.

پوست او که هرگز خیلی خوب نبود، خاکی بود.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

Bartender Johanna Jones described it as " earthy" .

بارتندر یوهانا جونز آن را به عنوان "خاکی" توصیف کرد.

منبع: VOA Special March 2022 Collection

There's, like, an earthy flavor there.

آنجا یک طعم خاکی وجود دارد.

منبع: Interpretation of High-Priced Goods Pricing in the Fourth Quarter

Okay, suddenly I'm getting a lot more earthy notes.

باشد، ناگهان من نت های خاکی بیشتری دریافت می کنم.

منبع: Gourmet Base

With all the herbs and seasoning, you get a fresh, earthy taste.

با تمام گیاهان و چاشنی ها، شما یک طعم تازه و خاکی دریافت می کنید.

منبع: Emma's delicious English

Harry wriggled into the earthy passage hidden in the tree's roots.

هری به داخل گذرگاه خاکی پنهان در ریشه درخت پیچید.

منبع: 7. Harry Potter and the Deathly Hallows

One or two of these earthy appellations may unwittingly survive in English yet.

ممکن است یکی یا دو مورد از این القاب خاکی ناخواسته در انگلیسی باقی بمانند.

منبع: A Brief History of Everything

As it simmers, it fills the house with an earthy remix of Christmas aromas.

همانطور که می جوشد، خانه را با یک بازسازی خاکی از عطر و طعم کریسمس پر می کند.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید