eavesdrops on
گوش فراگینانه
eavesdrops secretly
به طور مخفیانه گوش فرا میگیرد
eavesdrops nearby
در نزدیکی گوش فرا میگیرد
eavesdrops constantly
به طور مداوم گوش فرا میگیرد
eavesdrops frequently
اغراقاً گوش فرا میگیرد
eavesdrops quietly
به طور آرام گوش فرا میگیرد
eavesdrops casually
به طور اتفاقی گوش فرا میگیرد
eavesdrops often
اغراقاً گوش فرا میگیرد
eavesdrops intentionally
با قصد گوش فرا میگیرد
eavesdrops attentively
با دقت گوش فرا میگیرد
she often eavesdrops on her neighbors' conversations.
او اغلب به طور مخفیانه به صحبتهای همسایگان خود گوش میدهد.
he eavesdrops to gather information for his article.
او برای جمعآوری اطلاعات برای مقاله خود به طور مخفیانه گوش میدهد.
the cat eavesdrops on the family discussions.
گربه به طور مخفیانه به بحثهای خانوادگی گوش میدهد.
it's rude to eavesdrop on private matters.
گوش دادن به مسائل خصوصی بیادبانه است.
she caught him eavesdropping outside the door.
او متوجه شد که او در حال گوش دادن به طور مخفیانه در خارج از در است.
he eavesdrops whenever he thinks no one is watching.
او هر زمان که فکر میکند کسی نگاه نمیکند، به طور مخفیانه گوش میدهد.
they eavesdrop to learn about the competition.
آنها برای کسب اطلاعات در مورد رقابت به طور مخفیانه گوش میدهند.
the detective eavesdrops on the suspects' conversations.
مامور پلیس به طور مخفیانه به صحبتهای مظنونان گوش میدهد.
she accidentally eavesdropped on a secret meeting.
او به طور تصادفی به طور مخفیانه به یک جلسه محرمانه گوش داد.
children often eavesdrop on adult conversations out of curiosity.
کودکان اغلب به دلیل کنجکاوی به طور مخفیانه به صحبتهای بزرگسالان گوش میدهند.
eavesdrops on
گوش فراگینانه
eavesdrops secretly
به طور مخفیانه گوش فرا میگیرد
eavesdrops nearby
در نزدیکی گوش فرا میگیرد
eavesdrops constantly
به طور مداوم گوش فرا میگیرد
eavesdrops frequently
اغراقاً گوش فرا میگیرد
eavesdrops quietly
به طور آرام گوش فرا میگیرد
eavesdrops casually
به طور اتفاقی گوش فرا میگیرد
eavesdrops often
اغراقاً گوش فرا میگیرد
eavesdrops intentionally
با قصد گوش فرا میگیرد
eavesdrops attentively
با دقت گوش فرا میگیرد
she often eavesdrops on her neighbors' conversations.
او اغلب به طور مخفیانه به صحبتهای همسایگان خود گوش میدهد.
he eavesdrops to gather information for his article.
او برای جمعآوری اطلاعات برای مقاله خود به طور مخفیانه گوش میدهد.
the cat eavesdrops on the family discussions.
گربه به طور مخفیانه به بحثهای خانوادگی گوش میدهد.
it's rude to eavesdrop on private matters.
گوش دادن به مسائل خصوصی بیادبانه است.
she caught him eavesdropping outside the door.
او متوجه شد که او در حال گوش دادن به طور مخفیانه در خارج از در است.
he eavesdrops whenever he thinks no one is watching.
او هر زمان که فکر میکند کسی نگاه نمیکند، به طور مخفیانه گوش میدهد.
they eavesdrop to learn about the competition.
آنها برای کسب اطلاعات در مورد رقابت به طور مخفیانه گوش میدهند.
the detective eavesdrops on the suspects' conversations.
مامور پلیس به طور مخفیانه به صحبتهای مظنونان گوش میدهد.
she accidentally eavesdropped on a secret meeting.
او به طور تصادفی به طور مخفیانه به یک جلسه محرمانه گوش داد.
children often eavesdrop on adult conversations out of curiosity.
کودکان اغلب به دلیل کنجکاوی به طور مخفیانه به صحبتهای بزرگسالان گوش میدهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید