spy

[ایالات متحده]/spaɪ/
[بریتانیا]/spaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. شناسایی کردن; کشف کردن; به طور پنهانی نظارت کردن
vi. شناسایی کردن; به عنوان یک جاسوس عمل کردن
n. جاسوس; عامل مخفی

عبارات و ترکیب‌ها

spy on

نظارت بر

spy out

جستجو کردن

spy plane

هواپیمای تجسسی

spy satellite

ماهواره تجسسی

جملات نمونه

spy a ship in the distance

جستجوی یک کشتی در دوردست

The spy was caught in the act.

جاسوس در حین انجام کار دستگیر شد.

The spy's disguise was soon penetrated.

ماجرای جاسوسی به زودی برملا شد.

will you be my spy on the inside?.

آیا شما جاسوس من در داخل خواهید بود؟.

he agreed to spy for the West.

او قبول کرد که برای غرب جاسوسی کند.

he would go and spy out the land.

او می‌رفت و سرزمین را بررسی می‌کرد.

spy into a complicated criminal case

جسارت در یک پرونده جنایی پیچیده

The militiaman walked the spy off.

آن دسته از شبه نظامیان جاسوس را از محل دور کردند.

spying into other people's activities.

جسارت در فعالیت‌های دیگران.

break a code; break a spy ring.

شکستن رمز؛ خنثی کردن شبکه جاسوسی.

to spy into other people's affairs

برای جاسوسی در امور دیگران

The spy's cover was that she was a consultant engineer.

پوشش جاسوس این بود که او یک مهندس مشاور بود.

He was the first to spy the horseman in the distance.

او اولین کسی بود که سوارکار را در دوردست دید.

If caught, the men could be summarily shot as spies.

اگر دستگیر شوند، می‌توان آن‌ها را به عنوان جاسوس به سرعت اعدام کرد.

So you think I'm a spy? How absurd!.

پس فکر می کنید من یک جاسوسم؟ چه پوچی!

a spy operating under the alias Barsad.

یک جاسوس که تحت نام مستعار بارساد فعالیت می‌کرد.

نمونه‌های واقعی

The plane! It's always spying on me!

هواپیما! همیشه در حال جاسوسی از منه!

منبع: Modern Family Season 6

Hello? Who are we spying on?

سلام؟ چه کسی را داریم زیر نظر می‌گیریم؟

منبع: Friends Season 1 (Edited Version)

He was called the billion dollar spy.

او جاسوس یک میلیارد دلاری نامیده شد.

منبع: Connection Magazine

Why, was he supposed to be spying?

چرا؟ قرار بود او جاسوسی کند؟

منبع: Yes, Minister Season 1

Had I been an unwitting… an unwitting spy?

اگر من ناآگاهانه... یک جاسوس ناآگاهانه بودم؟

منبع: Modern Family - Season 10

I faked forgetting so I could spy on you.

من وانمود کردم که فراموش کردم تا بتوانم شما را زیر نظر بگیرم.

منبع: The Vampire Diaries Season 2

Hey honey. - Still spying on the neighbors?

عزیزم. - هنوز دارید از همسایه‌ها جاسوسی می‌کنید؟

منبع: Learn English by Watching Movies with VOA

Glimpses of it were first spied in 1997.

اشاره‌هایی به آن در سال 1997 برای اولین بار دیده شد.

منبع: The History Channel documentary "Cosmos"

Unless you are dating a spy, this behavior is unwarranted.

مگر اینکه با یک جاسوس قرار گذاشته باشید، این رفتار غیرضروری است.

منبع: He actually doesn't like you that much.

The father was a Russian exile and former Russian spy.

پدر یک تبعید شده روسی و یک جاسوس سابق روسی بود.

منبع: NPR News March 2018 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید