ebon wood
چوب سیاه
ebon hue
رنگ سیاه
ebon skin
پوست سیاه
ebon eyes
چشمهای سیاه
ebon night
شب سیاه
ebon hair
موهای سیاه
ebon stone
سنگ سیاه
ebon dress
لباس سیاه
ebon feather
پر سیاه
ebon shadow
سایهی سیاه
the ebon tree stood tall in the forest.
درخت سیاه بلند قامت در جنگل ایستاده بود.
her dress was made of ebon silk.
لباس او از ابریشم سیاه دوخته شده بود.
the ebon color of the furniture added elegance to the room.
رنگ سیاه مبلمان ظرافت را به اتاق اضافه کرد.
he carved a beautiful statue from ebon wood.
او یک مجسمه زیبا از چوب سیاه حکاکی کرد.
the ebon sky was filled with stars.
آسمان سیاه پر از ستاره بود.
she admired the ebon sheen of the piano.
او از براقیت سیاه پیانو تحسین کرد.
the ebon ink flowed smoothly from the pen.
جوهر سیاه به طور روان از قلم جاری شد.
he wore an ebon cloak during the ceremony.
او در طول مراسم یک شنل سیاه پوشید.
the ebon stone was a rare find.
سنگ سیاه یک کشف نادر بود.
they painted the walls in an ebon hue.
آنها دیوارها را با رنگی سیاه رنگ کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید