ebon

[ایالات متحده]/ˈiːbən/
[بریتانیا]/ˈɛbən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شبیه چوب آبنوس
n. نوعی چوب تیره (معادل آبنوس)

عبارات و ترکیب‌ها

ebon wood

چوب سیاه

ebon hue

رنگ سیاه

ebon skin

پوست سیاه

ebon eyes

چشم‌های سیاه

ebon night

شب سیاه

ebon hair

موهای سیاه

ebon stone

سنگ سیاه

ebon dress

لباس سیاه

ebon feather

پر سیاه

ebon shadow

سایه‌ی سیاه

جملات نمونه

the ebon tree stood tall in the forest.

درخت سیاه بلند قامت در جنگل ایستاده بود.

her dress was made of ebon silk.

لباس او از ابریشم سیاه دوخته شده بود.

the ebon color of the furniture added elegance to the room.

رنگ سیاه مبلمان ظرافت را به اتاق اضافه کرد.

he carved a beautiful statue from ebon wood.

او یک مجسمه زیبا از چوب سیاه حکاکی کرد.

the ebon sky was filled with stars.

آسمان سیاه پر از ستاره بود.

she admired the ebon sheen of the piano.

او از براقیت سیاه پیانو تحسین کرد.

the ebon ink flowed smoothly from the pen.

جوهر سیاه به طور روان از قلم جاری شد.

he wore an ebon cloak during the ceremony.

او در طول مراسم یک شنل سیاه پوشید.

the ebon stone was a rare find.

سنگ سیاه یک کشف نادر بود.

they painted the walls in an ebon hue.

آنها دیوارها را با رنگی سیاه رنگ کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید