ebony

[ایالات متحده]/'eb(ə)nɪ/
[بریتانیا]/'ɛbəni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی چوب سیاه متراکم، به‌ویژه چوب آبنوس
adj. ساخته شده از آبنوس یا شبیه آبنوس

عبارات و ترکیب‌ها

ebony jewelry

زیورآلات سیاه چوب

ebony furniture

مبلمان سیاه چوب

جملات نمونه

the ebony keys on a piano

کلاه‌های سیاه ebony روی پیانو

his smile flashed against the ebony of his skin.

لبخندش در برابر سیاهی پوستش چشمک زد.

The wood with the red color is bloodwood, the black is ebony and the yellow is boxwood.

چوبی با رنگ قرمز چوب خون است، سیاه ebony است و زرد چوب boxwood است.

Ebony fingerboard, rosewood endpin, blackened tailpiece.

برد انگشت سیاه، پین رز وود، قطعه دم سیاه.

Our company produces a series of the engineered wood such as Padouk, Ebony, Walnut, Oak, Teak, Zebrawood, Wenge and Rosewood.

شرکت ما مجموعه‌ای از چوب مهندسی شده مانند Padouk، Ebony، گردو، بلوط، چوب ماهوگانی، Zebrawood، Wenge و Rosewood تولید می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید