ebonies

[ایالات متحده]/ˈɛbəniːz/
[بریتانیا]/ˈɛbəniz/

ترجمه

adj. از چوب آبنوس ساخته شده یا شبیه آبنوس
n. چوب سخت تیره از درخت آبنوس؛ نام خانوادگی (Ebony)

عبارات و ترکیب‌ها

dark ebonies

ebony‌های تیره

rich ebonies

ebony‌های غنی

fine ebonies

ebony‌های ظریف

polished ebonies

ebony‌های صیقلی

exotic ebonies

ebony‌های egzotik

rare ebonies

ebony‌های کمیاب

natural ebonies

ebony‌های طبیعی

heavy ebonies

ebony‌های سنگین

black ebonies

ebony‌های سیاه

luxurious ebonies

ebony‌های لوکس

جملات نمونه

she decorated her room with beautiful ebonies.

او اتاق خود را با چوب‌های سیاه زیبا تزئین کرد.

the furniture made of ebonies is very durable.

مبلمان ساخته شده از چوب‌های سیاه بسیار بادوام است.

his guitar was crafted from rare ebonies.

گیتار او از چوب‌های سیاه کمیاب ساخته شده بود.

ebonies are often used in high-end musical instruments.

چوب‌های سیاه اغلب در سازهای موسیقی سطح بالا استفاده می‌شوند.

the artist prefers to work with ebonies for their rich color.

هنرمند ترجیح می‌دهد به دلیل رنگ غنی آن‌ها با چوب‌های سیاه کار کند.

many cultures value ebonies for their beauty and strength.

فرهنگ‌های بسیاری چوب‌های سیاه را به دلیل زیبایی و قدرتشان ارزش‌گذاری می‌کنند.

she chose ebonies for the elegant finish of her project.

او چوب‌های سیاه را به دلیل پرداخت ظریف پروژه خود انتخاب کرد.

working with ebonies requires special tools and techniques.

کار با چوب‌های سیاه نیاز به ابزارها و تکنیک‌های خاص دارد.

he admires the intricate patterns found in ebonies.

او به الگوهای پیچیده‌ای که در چوب‌های سیاه یافت می‌شوند، علاقه دارد.

ebonies can be quite expensive due to their rarity.

چوب‌های سیاه می‌توانند به دلیل کمیاب بودنشان بسیار گران باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید