ectasia

[ایالات متحده]/ɛkˈteɪ.zi.ə/
[بریتانیا]/ɛkˈteɪ.ʒə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گشادگی یا انبساط یک ارگان توخالی یا ساختار لوله‌ای
Word Forms
جمعectasias

عبارات و ترکیب‌ها

vascular ectasia

گشاد شدن عروقی

bronchial ectasia

گشاد شدن برونشی

ectasia syndrome

سندرم گشاد شدن

ectasia treatment

درمان گشاد شدن

ectasia diagnosis

تشخیص گشاد شدن

pulmonary ectasia

گشاد شدن ریوی

ectasia complications

عوارض گشاد شدن

ectasia risk

خطر گشاد شدن

ectasia symptoms

علائم گشاد شدن

ectasia management

مدیریت گشاد شدن

جملات نمونه

ectasia can lead to various health complications.

گشاد شدن می‌تواند منجر به عوارض مختلف سلامتی شود.

the diagnosis of ectasia requires careful examination.

تشخیص گشاد شدن نیاز به معاینات دقیق دارد.

patients with ectasia often experience discomfort.

بیماران مبتلا به گشاد شدن اغلب ناراحتی را تجربه می‌کنند.

management of ectasia involves regular monitoring.

مدیریت گشاد شدن شامل نظارت منظم است.

early detection of ectasia is crucial for treatment.

تشخیص زودهنگام گشاد شدن برای درمان بسیار مهم است.

research on ectasia is ongoing in medical fields.

تحقیقات در مورد گشاد شدن به طور مداوم در زمینه های پزشکی در حال انجام است.

symptoms of ectasia may vary from patient to patient.

علائم گشاد شدن ممکن است از بیمار به بیمار متفاوت باشد.

understanding ectasia helps in developing treatment plans.

درک گشاد شدن به ایجاد برنامه های درمانی کمک می کند.

there are different types of ectasia affecting various organs.

انواع مختلفی از گشاد شدن وجود دارد که اندام های مختلف را تحت تأثیر قرار می دهد.

doctors recommend lifestyle changes for managing ectasia.

پزشکان تغییرات سبک زندگی را برای مدیریت گشاد شدن توصیه می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید