editorial

[ایالات متحده]/ˌedɪˈtɔːriəl/
[بریتانیا]/ˌedɪˈtɔːriəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به ویرایش، نوشته شده یا مدیریت شده توسط یک ویراستار

عبارات و ترکیب‌ها

editorial board

هیئت تحریریه

editorial policy

سیاست تحریریه

editorial team

گروه تحریریه

editorial office

دفتر تحریریه

editorial staff

پرسنل تحریریه

editorial committee

کمیته تحریریه

جملات نمونه

She is an editorial powerhouse.

او یک ستون‌نویس برجسته است.

an editorial in a bellicose vein

مقاله ای با لحن جنگ طلبانه

an editorial with real punch;

یک مقاله تحریریه با قدرت واقعی;

The editorial had an antiunion slant.

مقاله تحریریه گرایش ضد اتحادیه داشت.

a flurry of editorials hostile to the government.

بارانی از مقالات تحریریه خصمانه علیه دولت.

editorial control over what is included.

کنترل تحریریه بر آنچه گنجانده شده است.

put the issue of punctuation on the editorial back burner.

مسئله نشانه‌گذاری را در اولویت پایین تحریریه قرار دهید.

The editorial is entitled“...”.

مقاله تحریریه با عنوان“...” است.

The editorial reads in full as follows.

مقاله تحریریه به شرح زیر است.

an editorial position with a publishing company; an editorial policy prohibiting the use of unnamed sources.

یک موقعیت تحریریه در یک شرکت انتشاراتی؛ یک سیاست تحریریه که استفاده از منابع ناشناس را ممنوع می‌کند.

Last night I read the editorial over again.

دیشب دوباره مقاله تحریریه را خواندم.

The notice was put up by the editorial board of the school journal.

این اطلاعیه توسط هیئت تحریریه مجله مدرسه نصب شد.

نمونه‌های واقعی

Annals of Internal Medicine published an editorial with the report.

گزارشی در قالب مقاله نظری در مجله سالنامه پزشکی منتشر شد.

منبع: VOA Special May 2019 Collection

In fact, here is my very first editorial for YM Magazine.

در واقع، در اینجا اولین مقاله نظری من برای مجله YM وجود دارد.

منبع: TEDx

Skillshare doesn't directly impact our editorial, but their support makes videos like these possible.

Skillshare تأثیر مستقیمی بر محتوای مقاله نظری ما ندارد، اما حمایت آنها این امکان را فراهم می کند که ویدیوهایی مانند اینها امکان پذیر باشد.

منبع: Vox opinion

I am planning to write an editorial that I think will help you.

من قصد دارم مقاله‌ای بنویسم که فکر می‌کنم به شما کمک کند.

منبع: Travel Across America

Hespos wasn't involved in the work, but wrote an editorial accompanying the paper.

هسپوس در این تحقیق مشارکت نداشت، اما مقاله‌ای همراه با این مقاله نوشت.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American August 2022 Compilation

A conservative editorial called her “a death panel of one”.

یک مقاله نظری محافظه کارانه او را "یک هیئت مرگ" نامید.

منبع: The Economist - Comprehensive

Dashlane doesn't directly impact our editorial, but their support makes videos like this possible.

Dashlane تأثیر مستقیمی بر محتوای مقاله نظری ما ندارد، اما حمایت آنها این امکان را فراهم می کند که ویدیوهایی مانند اینها امکان پذیر باشد.

منبع: Vox opinion

That was strong in there. Very editorial.

آنجا خیلی قوی بود. خیلی مقاله نظری.

منبع: Ugly Betty Season 1

I have complete control of editorial content.

من کنترل کامل محتوای مقاله نظری را در دست دارم.

منبع: Super Girl Season 2 S02

The reason they're doing these editorials is because the criticism of the press has been so blatant.

دلیل انجام این مقالات نظری این است که انتقاد از رسانه ها بسیار آشکار بوده است.

منبع: VOA Daily Standard August 2018 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید