editorials

[ایالات متحده]/ˌedɪˈtɔːrɪəlz/
[بریتانیا]/ˌedɪˈtɔriəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقالاتی که نظرات یا دیدگاه‌ها را بیان می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

editorials section

بخش مطالب سردبیر

editorials page

صفحه مطالب سردبیر

editorials column

ستون مطالب سردبیر

editorials review

بررسی مطالب سردبیر

editorials analysis

تجزیه و تحلیل مطالب سردبیر

editorials commentary

نظرات سردبیر

editorials opinion

نظر مطالب سردبیر

editorials feature

ویژگی مطالب سردبیر

editorials content

محتوای مطالب سردبیر

editorials insights

بینش مطالب سردبیر

جملات نمونه

many newspapers publish editorials on current events.

بسیاری از روزنامه‌ها نظراتی در مورد وقایع جاری منتشر می‌کنند.

editorials often reflect the opinions of the editorial board.

نظرات اغلب بازتابی از نظرات هیئت تحریریه هستند.

she wrote several editorials about environmental issues.

او چندین مقاله نظرسنجی در مورد مسائل زیست محیطی نوشت.

editorials can influence public opinion significantly.

نظرات می‌توانند به طور قابل توجهی بر افکار عمومی تأثیر بگذارند.

the editorials in this magazine are very thought-provoking.

نظرات در این مجله بسیار قابل تأمل هستند.

he is known for his critical editorials on political matters.

او به خاطر مقالات انتقادیش در مورد مسائل سیاسی شناخته شده است.

editorials often provide a platform for debate.

نظرات اغلب بستری برای بحث فراهم می‌کنند.

writing editorials requires a strong understanding of the topic.

نوشتن مقالات نظرسنجی به درک قوی از موضوع نیاز دارد.

readers appreciate editorials that challenge the status quo.

خوانندگان از مقالاتی که وضعیت موجود را به چالش می‌کشند قدردانی می‌کنند.

editorials play a crucial role in shaping journalistic integrity.

نظرات نقش مهمی در شکل دادن به یکپارچگی روزنامه‌نگاری ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید