editorializes

[ایالات متحده]/ˌɛdɪˈtɔːrɪəlaɪz/
[بریتانیا]/ˌɛdɪˈtɔriəˌlaɪz/

ترجمه

v. نظرات را در زمینه ویرایشی بیان کردن

عبارات و ترکیب‌ها

editorializes often

اغلب نظر می‌دهد

editorializes about

در مورد نظر می‌دهد

editorializes frequently

اغلب اوقات نظر می‌دهد

editorializes extensively

به طور گسترده نظر می‌دهد

editorializes regularly

به طور منظم نظر می‌دهد

editorializes critically

به طور انتقادی نظر می‌دهد

editorializes clearly

به وضوح نظر می‌دهد

editorializes passionately

با شور و اشتیاق نظر می‌دهد

editorializes publicly

به طور علنی نظر می‌دهد

editorializes subtly

به طور ظریف نظر می‌دهد

جملات نمونه

the newspaper often editorializes on political issues.

روزنامه اغلب در مورد مسائل سیاسی اظهار نظر می‌کند.

it's important not to editorialize during the news report.

در طول گزارش اخبار، مهم است که اظهار نظر نکنید.

he tends to editorialize instead of presenting the facts.

او معمولاً به جای ارائه حقایق اظهار نظر می‌کند.

the author editorializes about social justice in her book.

نویسنده در مورد عدالت اجتماعی در کتاب خود اظهار نظر می‌کند.

critics argue that the film editorializes too much.

منتقدان استدلال می‌کنند که فیلم بیش از حد اظهار نظر می‌کند.

during the debate, he editorialized rather than sticking to the topic.

در طول بحث، او به جای پایبند به موضوع اظهار نظر کرد.

some journalists editorialize to express their personal views.

برخی از روزنامه‌نگاران برای بیان نظرات شخصی خود اظهار نظر می‌کنند.

the magazine editorializes on current events regularly.

مجله به طور منظم در مورد وقایع جاری اظهار نظر می‌کند.

when he editorializes, he loses the objective tone of his writing.

وقتی او اظهار نظر می‌کند، لحن بی‌طرفانه نوشته‌هایش را از دست می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید