eeling

[ایالات متحده]/'iːlɪŋ/
[بریتانیا]/'iːlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل گرفتن مارماهی‌ها
v. گرفتن مارماهی‌ها؛ حرکت کردن مانند مارماهی

عبارات و ترکیب‌ها

eeling good

احساس خوبی دارم

eeling great

احساس فوق العاده ای دارم

eeling fine

احساس خوبی دارم

eeling blue

احساس ناراحتی دارم

eeling tired

احساس خستگی می کنم

eeling happy

احساس خوشحالی می کنم

eeling sad

احساس ناراحتی می کنم

eeling anxious

احساس اضطراب می کنم

eeling excited

احساس هیجان می کنم

eeling relaxed

احساس آرامش می کنم

جملات نمونه

she has a good feeling about the project.

او احساس خوبی در مورد پروژه دارد.

trust your gut feeling in this situation.

در این شرایط به احساسات خود اعتماد کنید.

he expressed his feelings openly.

او احساسات خود را به طور آشکار بیان کرد.

i'm feeling a bit under the weather today.

امروز کمی احساس کسالت دارم.

she has a feeling that something is wrong.

او احساس می‌کند که مشکلی وجود دارد.

it gives me a warm feeling inside.

این باعث می شود احساس گرما کنم.

he has a feeling for music.

او علاقه زیادی به موسیقی دارد.

she is feeling overwhelmed by the workload.

او در حال حاضر تحت فشار زیادی به دلیل حجم کاری زیاد است.

do you have a feeling for the right moment?

آیا شما احساس می کنید چه زمانی زمان مناسب است؟

i'm feeling excited about the upcoming trip.

من برای سفر آینده هیجان زده هستم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید