effeminations

[ایالات متحده]/ˌɛfɪˈmeɪnɛɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌɛfɪˈmeɪnəʃənz/

ترجمه

n. کیفیت زنانه بودن (اشاره به مردان)

عبارات و ترکیب‌ها

effeminations in art

نرمی‌نگری در هنر

effeminations of style

نرمی‌نگری در سبک

effeminations in culture

نرمی‌نگری در فرهنگ

effeminations of language

نرمی‌نگری در زبان

effeminations in fashion

نرمی‌نگری در مد

effeminations of behavior

نرمی‌نگری در رفتار

effeminations in literature

نرمی‌نگری در ادبیات

effeminations of identity

نرمی‌نگری در هویت

effeminations in media

نرمی‌نگری در رسانه

effeminations of expression

نرمی‌نگری در بیان

جملات نمونه

effeminations in his behavior surprised everyone at the party.

رفتار او با نشان دادن ویژگی‌های زنانه، همه را در مهمانی شگفت‌زده کرد.

many cultures have different views on effeminations.

فرهنگ‌های بسیاری در مورد ویژگی‌های زنانه دیدگاه‌های متفاوتی دارند.

he expressed his effeminations through art and fashion.

او ویژگی‌های زنانه خود را از طریق هنر و مد بیان کرد.

effeminations can be seen as a form of self-expression.

ویژگی‌های زنانه را می‌توان به عنوان شکلی از بیان خود در نظر گرفت.

some people embrace their effeminations proudly.

برخی افراد با افتخار ویژگی‌های زنانه خود را پذیرش می‌کنند.

effeminations in language can reflect societal changes.

ویژگی‌های زنانه در زبان می‌تواند نشان‌دهنده تغییرات اجتماعی باشد.

his effeminations were often misunderstood by his peers.

ویژگی‌های زنانه او اغلب توسط همسالانش درک نمی‌شد.

effeminations can challenge traditional gender norms.

ویژگی‌های زنانه می‌تواند هنجارهای جنسیتی سنتی را به چالش بکشد.

she admired his effeminations and unique style.

او به ویژگی‌های زنانه و سبک منحصر به فرد او احترام می‌گذاشت.

exploring effeminations can lead to greater acceptance.

بررسی ویژگی‌های زنانه می‌تواند منجر به پذیرش بیشتر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید