effeminations in art
نرمینگری در هنر
effeminations of style
نرمینگری در سبک
effeminations in culture
نرمینگری در فرهنگ
effeminations of language
نرمینگری در زبان
effeminations in fashion
نرمینگری در مد
effeminations of behavior
نرمینگری در رفتار
effeminations in literature
نرمینگری در ادبیات
effeminations of identity
نرمینگری در هویت
effeminations in media
نرمینگری در رسانه
effeminations of expression
نرمینگری در بیان
effeminations in his behavior surprised everyone at the party.
رفتار او با نشان دادن ویژگیهای زنانه، همه را در مهمانی شگفتزده کرد.
many cultures have different views on effeminations.
فرهنگهای بسیاری در مورد ویژگیهای زنانه دیدگاههای متفاوتی دارند.
he expressed his effeminations through art and fashion.
او ویژگیهای زنانه خود را از طریق هنر و مد بیان کرد.
effeminations can be seen as a form of self-expression.
ویژگیهای زنانه را میتوان به عنوان شکلی از بیان خود در نظر گرفت.
some people embrace their effeminations proudly.
برخی افراد با افتخار ویژگیهای زنانه خود را پذیرش میکنند.
effeminations in language can reflect societal changes.
ویژگیهای زنانه در زبان میتواند نشاندهنده تغییرات اجتماعی باشد.
his effeminations were often misunderstood by his peers.
ویژگیهای زنانه او اغلب توسط همسالانش درک نمیشد.
effeminations can challenge traditional gender norms.
ویژگیهای زنانه میتواند هنجارهای جنسیتی سنتی را به چالش بکشد.
she admired his effeminations and unique style.
او به ویژگیهای زنانه و سبک منحصر به فرد او احترام میگذاشت.
exploring effeminations can lead to greater acceptance.
بررسی ویژگیهای زنانه میتواند منجر به پذیرش بیشتر شود.
effeminations in art
نرمینگری در هنر
effeminations of style
نرمینگری در سبک
effeminations in culture
نرمینگری در فرهنگ
effeminations of language
نرمینگری در زبان
effeminations in fashion
نرمینگری در مد
effeminations of behavior
نرمینگری در رفتار
effeminations in literature
نرمینگری در ادبیات
effeminations of identity
نرمینگری در هویت
effeminations in media
نرمینگری در رسانه
effeminations of expression
نرمینگری در بیان
effeminations in his behavior surprised everyone at the party.
رفتار او با نشان دادن ویژگیهای زنانه، همه را در مهمانی شگفتزده کرد.
many cultures have different views on effeminations.
فرهنگهای بسیاری در مورد ویژگیهای زنانه دیدگاههای متفاوتی دارند.
he expressed his effeminations through art and fashion.
او ویژگیهای زنانه خود را از طریق هنر و مد بیان کرد.
effeminations can be seen as a form of self-expression.
ویژگیهای زنانه را میتوان به عنوان شکلی از بیان خود در نظر گرفت.
some people embrace their effeminations proudly.
برخی افراد با افتخار ویژگیهای زنانه خود را پذیرش میکنند.
effeminations in language can reflect societal changes.
ویژگیهای زنانه در زبان میتواند نشاندهنده تغییرات اجتماعی باشد.
his effeminations were often misunderstood by his peers.
ویژگیهای زنانه او اغلب توسط همسالانش درک نمیشد.
effeminations can challenge traditional gender norms.
ویژگیهای زنانه میتواند هنجارهای جنسیتی سنتی را به چالش بکشد.
she admired his effeminations and unique style.
او به ویژگیهای زنانه و سبک منحصر به فرد او احترام میگذاشت.
exploring effeminations can lead to greater acceptance.
بررسی ویژگیهای زنانه میتواند منجر به پذیرش بیشتر شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید