efferents

[ایالات متحده]/ˈɛfərənt/
[بریتانیا]/ˈɛfərənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. حمل کردن از یک عضو یا قسمت مرکزی
n. کانال خروجی؛ عصب افراشته

عبارات و ترکیب‌ها

efferent nerve

عصب خروجی

efferent pathway

مسیر خروجی

efferent fiber

الیاف خروجی

efferent system

سیستم خروجی

efferent signal

سیگنال خروجی

efferent response

پاسخ خروجی

efferent command

دستور خروجی

efferent control

کنترل خروجی

efferent connection

اتصال خروجی

efferent activity

فعالیت خروجی

جملات نمونه

the efferent neurons transmit signals from the brain to the muscles.

نورون‌های منتقله، سیگنال‌ها را از مغز به عضلات منتقل می‌کنند.

efferent pathways play a crucial role in motor control.

مسیرهای منتقله نقش حیاتی در کنترل حرکتی ایفا می‌کنند.

in reflex actions, efferent signals cause immediate responses.

در واکنش‌های رفلکسی، سیگنال‌های منتقله باعث پاسخ‌های فوری می‌شوند.

the efferent system is essential for voluntary movement.

سیستم منتقله برای حرکت ارادی ضروری است.

damage to efferent pathways can lead to muscle weakness.

آسیب به مسیرهای منتقله می‌تواند منجر به ضعف عضلانی شود.

understanding efferent signals helps in developing therapies.

درک سیگنال‌های منتقله به توسعه درمان‌ها کمک می‌کند.

efferent fibers are responsible for carrying motor commands.

الیاف منتقله مسئولیت حمل دستورات حرکتی را بر عهده دارند.

the efferent nervous system regulates bodily functions.

سیستم عصبی منتقله عملکردهای بدن را تنظیم می‌کند.

research on efferent pathways can improve rehabilitation techniques.

تحقیقات در مورد مسیرهای منتقله می‌تواند تکنیک‌های توانبخشی را بهبود بخشد.

doctors often study efferent connections in neurological exams.

پزشکان اغلب اتصالات منتقله را در معاینات عصبی مطالعه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید