efflorescent

[ایالات متحده]/ˌɛfləˈrɛsənt/
[بریتانیا]/ˌɛfloʊˈrɛsənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. گلدهی; شکوفه زدن; اشاره به فرآیند شکوفایی

عبارات و ترکیب‌ها

efflorescent growth

رشدِ شکوفا کننده

efflorescent crystals

بلورهای شکوفا کننده

efflorescent patterns

الگوهای شکوفا کننده

efflorescent materials

مواد شکوفا کننده

efflorescent surfaces

سطوح شکوفا کننده

efflorescent phenomena

پدیده‌های شکوفا کننده

efflorescent plants

گیاهان شکوفا کننده

efflorescent deposits

رسوبات شکوفا کننده

efflorescent textures

بافت‌های شکوفا کننده

efflorescent formations

تشکیل‌های شکوفا کننده

جملات نمونه

the efflorescent flowers in the garden attract many bees.

گل‌های شکوفا در باغ، بسیاری از زنبورها را جذب می‌کنند.

during spring, the efflorescent trees create a beautiful landscape.

در طول بهار، درختان شکوفا یک منظره زیبا ایجاد می‌کنند.

the artist captured the efflorescent colors of the sunset.

هنرمند رنگ‌های شکوفا غروب خورشید را به تصویر کشید.

efflorescent patterns can often be seen on ancient walls.

الگوهای شکوفا اغلب می‌توانند بر روی دیوارهای باستانی دیده شوند.

in the desert, some plants are efflorescent after rain.

در صحرا، برخی از گیاهان پس از باران شکوفا می‌شوند.

the efflorescent nature of the artwork mesmerized the viewers.

طبیعت شکوفا اثر هنری، بینندگان را مسحور کرد.

efflorescent growth can indicate healthy soil conditions.

رشد شکوفا می‌تواند نشان‌دهنده شرایط سالم خاک باشد.

she wore a dress with an efflorescent floral pattern.

او لباسی با طرح گل شکوفا پوشیده بود.

the efflorescent display of lights was breathtaking.

نمایش نورهای شکوفا نفس‌گیر بود.

efflorescent plants often symbolize renewal and growth.

گیاهان شکوفا اغلب نماد تجدید حیات و رشد هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید